علي بن حسين انصارى شيرازى

402

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الميم ماميثا مميثا نيز گويند و آن دو نوع بود يك نوع گل وى سرخ بود و آن را ارغامونى گويند و يك نوع گل وى زرد بود و نيكوترين آن زرد بود از وى شياف سازند و آن را عصارهء ماميثا و شياف ماميثا نيز گويند طبيعت آن سرد و خشك بود در اول و قابض بود و ورمهاى گرم را نافع بود و ابتداى رمد و مقوى چشم بود و وردينج را سودمند بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ماميثا بفتح ميم و الف و كسر ميم و سكون يا و فتح ثا و الف لغت نبطى است و آن را همينا نيز نامند و آن نباتيست شبيه به خشخاش بحرى معروف به خشخاش مقرن و برگ آن مايل به سفيدى و با زوايد شبيه به اره و ترغب و با رطوبت چسبنده و گل آن زرد و ثقيل‌الرائحه و پرآب و ثمر آن مانند خشخاش مقرن و تخم آن به قدر كنجد سياه كه آن را كوبيده و اقراص مىسازند ابو ريحان از قول جالينوس مىنويسد كه ماميثا را غلوقيون گويند و بسريانى عنعقلا و بيونانى اياربوس نامند لاتين SCABIOSA ARVENSIS فرانسه SCABIEUSE DES CHAMPS انگليسى COMMON SCABIOUS ماهودانه ماهويدانه نيز گويند بپارسى حب الملوك گويند و آن از ماش بزرگتر بود و لون آن تيره بود كه بسرخى زند و چون در غلاف بود مانند كوبياى كوچك بود و رنگ غلاف وى سفيد بود و چون بشكنند مغز وى هم سفيد بود و صاحب جامع در ماهيت اسم وى و تفسير آن سهو كرده از بهر آنكه وى تفسير ما هو بذاته كرده و گفته كه « اى قايم بنفسه‌اى انه يقوم بذاته فى الاسهال » و حال آنكه او را ماهويدانه خوانند نه « ماهوبذاته » و بعضى دند را حب الملوك گويند و دند غير حب الملوك است و صفت آن در باب دال گفته شد و طبيعت حب الملوك سرد و خشك بود در دويم و استسقا و مفاصل و نقرس و عرق النسا و قولنج را نافع بود و چون ورق وى بپزند با خروس پير و مرق وى بياشامند و وى لبنى تمام داشته باشد مانند يتوعات و اگر از حب وى شش هفت دانه حب سازند و فروبرند مسهل بلغم و كيموس مائى بود ليكن آب سرد از پى وى بياشامند و شربت زياده از وى پانزده حب بود و اگر بخايند مسهل قوى بود بافراط و اگر همچنان فروبرند مسهل باعتدال بود و مقيى بود به قوت و موافق معده نبود و مسهل بود مانند يتوعات و لبن وى چون بياشامند فعل لبن يتوع كند و مصلح وى انيسون و كثيرا بود و بدل وى نيم وزن وى دند است و گويند بدل آن حب الخروع است و گويند بدل آن يك وزن و نيم حب النيل بود صاحب مخزن الادويه مىگويد : ماهودانه اسم فارسى است بمعنى قايم بالذات يعنى در اسهال به تنهائى بىمعاونت دوائى ديگر كافى است و اهل مشرق حب الملوك دانند و آن غير حب السلاطين مسمى به دند است رازى به گفتهء ابو ريحان دربارهء اين نبات مىنويسد : برگ او دراز بود و درازى برگ او يك انگشت باشد و راست ايستاده بود برگ او و برگهاى او را بماهى خرد