علي بن حسين انصارى شيرازى

344

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

قراص بابونج است و گويند اقحوان بود و صفت هر دو گفته شد قرن البحر كهرباست و گفته شود قردامن بيونانى حرف است و گفته شد كه در نسخه‌اى كرويا داند قرنياد كروياست و گفته شود قردامون فرديانا است و گفته شد قُرطُم حب العصفر است بپارسى خسكدانه گويند و بيونانى فنيفس گويند طبيعت وى گرم بود در دويم شكم نرم دارد و اگر پنج درم از وى كوفته در شير بمالند و بياشامند مسهل خلطهاى سوخته غليظ باشد و باه را زياده كند چون با شير يا با عسل يا با انجير خلط كنند و ابن ماسويه گويد آواز را نيكو بود و مسهل كيموسات غليظ بود و همو گويد بلغم را مسهل بود و شربتى از وى ده درم تا بيست درم بود بعد از آنكه كوفته باشند و در نيم رطل آب بجوشانند و در دست بمالند و صافى كنند و ده درم شكر سرخ با وى خلط كنند و بياشامند و ابو صلت گويد همچنين سودمند بود استسقاى لحمى را و ابن سرابيون گويد شربتى از وى مقشر پنج مثقال با اندكى نمك هند بود جهت مسهل بلغم و ماء الجين كه به مغز وى بسته باشند چون بياشامند با افتيمون ماليخوليا و جذام را نافع بود و چون مغز خيارچنبر در آن بمالند تب بلغمى را نافع بود و بايد كه شير دو رطل بود خسكدانه كوفته بيست درم در وى بمالند بعد از آن ببندد تا پنير گردد و آب آن بگيرند و استعمال كنند و گويند بدل آن حبة الخضرا است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قرطم بضم قاف و سكون را و ضم طا و ميم و بكسر قاف و را و بكسر هر دو آمده لغت عربى است و آن را حب العصفر و بزر الاحريص و به فارسى خسكدانه و تخم كافشه و بگيلانى تخم كاجره و تخم كازيره و بهندى كر و كسبنه كابيچ نيز و بسريانى كشتى و برومى قنطادرس و بيونانى اطرقطوس و ديسقوريدوس فنيفس ناميده و برى آن را با دسومت و چون كهنه شود پوست آن ميل سياهى زند و مغز آن به زردى پس سياهى و لزوجت . . . صاحب تحفه مىنويسد : قرطم بستانى او را تخم كافشه و خسكدانه نامند و در گيلان تخم كاجيره و گويند آن تخم احريض است لاتين CARTHAMI TINCTORII SEMINA فرانسه SEMENCES DE SAFRAN BATARA انگليسى BATTARD SAFERONSEEDS ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : قرطم را بسريانى حريعا گويند و بعضى از پارسيان كاكيان گويند تخم اصغر را معرب احريضه گويند و قرطم هندى تخم نيل را گويند و قرطم دشتى را اظرقطولس گويند قرطم هندى حب النيل است و گفته شد قرطم برى بيونانى اطروقطوس گويند و بعضى فنيفس اعريون گويند و آن خارى است مانند خار قرطم بستانى و مؤلف گويد آن را به شيرازى نكرير خوانند و گل وى زرد بود و جالينوس گويد مسخن بود باعتدال و مجفف بود و ديسقوريدوس گويد چون سحق