علي بن حسين انصارى شيرازى

339

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

پيرامون مقعد طلا كنند نافع بود يا بعوض روغن كنجد روغن چراع كنند نافع بود و خشك گرداند و اسحق بن عمران گويد كه روغنى كه از آب وى و زيت بگيرند و در آفتاب يا تابش آتش برند تا آب سوخته گردد و روغن بماند آن روغن نافع بود جهت سردى اعضا چون بر آن بمالند و كلف و اثرها كه بر روى بود زايل گرداند و نافع بود جهت دوى و گرانى گوش كه از رياح غليظ بود شريف گويد طبيخ ورق وى و بيخ وى مجذوم را نافع بود و اگر بيخ وى سحق كرده بر ورم كه بر بن گوش بود و ورمهاى بلغمى كه در گردن بود نهند بگدازاند و روغن وى مفاصل كهن و نو را ماليدن و خوردن نافع بود و شربتى از وى جهت تقويت دو درم بود كه با آرد جو بياميزند و وى خلط خام و لزج بيرون آورد و ربو و ضيق النفس را نافع بود و عصارهء وى در حقنه كردن درد پست نافع بود ليكن سجح آورد و مسهل خون بود و تنها حقنه كردن خطر بود مگر خلط كنند با ادويه كه موافق بود و از يك درم تا يك مثقال كنند بحسب مزاج و باشد كه قى با فراط آورد و مداواى وى به پست جو به شراب يا با سركه كنند كه قى بازدارد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قثاء الحمار لغت عربى است و نيز به عربى مشط الذئب و صاب و به فارسى خيارزه اسپند و خيارخر و سماهنك و كربز و بيونانى شقوشينا و در ماهيت نبات آن اختلاف است بعضى گفته‌اند نبات آن شبيه به نبات قثا است و برگ آن مزغب و خشن و قثاء يعنى ثمر آن شبيه ببلوط و بيخ آن بزرگ و سفيد رنگ و منبت آن خرابها و زمينهاى رملى و طعم ثمر آن تلخ و كريه الرائحه است ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : برومى قثاء الحمار را اغرسوقويس و عصارهء آن را ايطرون گويند و بيونانى فقلمينوس گويند و بلغت لاطينى ميلوترا نيز گويند او بپارسى سيب خاكى باشد لاتين CUCUMIS ASININUS فرانسه CONCOMBRE SAUVAGE انگليسى WILD CUCUMBER قثاء النعام حنظل است و گفته شد قثاء الحيه از قول صاحب جامع زراوند طويل است و از قول صاحب منهاج گويد حنظل كوچك و صفت هر دو گفته شد قثد بپارسى خيار گويند و گفته شد در خا قدميا قليميا بود و گفته شد قداح رطبه است و گفته شد صاحب تحفه اضافه مىكند كه نزد بعضى بهارنارنج است قدح مريم نباتى است كه بيونانى قوطوليدون گويند و گفته شود قديد گوشت خشك بود و نيكوترين آن بود كه از حيوانى نر گيرند و حرارت وى كمتر از نمكسود بود و قوت بدن بدهد و مستسقى را نافع بود خاصه چون در سركه خويسانند تا تشنگى كمتر كند و گرسنگى كه از مستى بود زايل كند و قليل الغذا بود و اولى آنكه با روغن و شير پزند