علي بن حسين انصارى شيرازى
320
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
فانافس اسقلينوس نوعى از دوقوكبر است صاحب تحفه اين نام را فانافس اسفيوس نوشته است فانافس وينون نوعى از بيخ دوقرا كوچك بود و گفته شد فانافس ابراقليون بيونانى درخت جاوشير بود و منفعت آن در جاوشير گفته شد فاغره بپارسى فاخره گويند و بشيرازى كبابه شكافته گويند و از سقاله هند آرند و طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم و گويند در دويم و در وى قبضى و تحليلى بود و مصلح معده و جگر سرد بود و سوء الاستمرا كه از سردى بود و شكم ببندد فاغوس شيطرج هندى بود و گفته شد فارسطاريقون رعى الحمام است و گفته شد فالوغوس بلارج خوانند و آن لقلق است و مرغى مشهور است و ابن مؤلف گويد به ييلاق و قشلاق او را دو آشيانه بود يكى به گرمسير و يكى به سردسير بر جاى بلند و شيخ الرئيس گويد كه از ذكاى وى آنست كه چون بداند هوا متغير خواهد شد از آشيانه بگذرد و بپرد و يمكن كه بچه نيز بگذارد و گوشت وى حفظ بيفزايد و در خواص ابن زهر آورده كه استخوان وى چون با خود دارند عشق زايل كند و صاحب منهاج گويد بيضهء وى خضابى نيكو بود موى را فاخته گوشت وى گرم و خشك بود فالج را نافع بود و مضر بود بدماغ سهر آورد سركه و گشنيز ضرر وى كم كند و مجهول گويد سرگين وى بر كودك ببندند كه بشب مصروع شود نافع بود و مجرب است و ابن مؤلف گويد در خواص آوردهاند كه آواز او بعضى را سود دارد و مار از آواز او بگريزد و در خانهء كه او باشد هيچ دزد و دشمن و ساحر دست نيابد فالنجيقن تأويل وى بيونانى رتيلا بود از بهر آنكه گزندگى ويرا نافع بود و فالنجيطس و فالانجيطس و فالاتجفون نيز خوانند و لوفاقينس نيز گويند و آن نباتيست كه گل وى مانند گل سوسن بود و تخم وى سياه بود مانند عدس كوچكتر و بيخ وى باريك و كوچك بود اول كه از زمين بركنند زرد بود بعد از آن سفيد گردد و در تلهاى خاك رويد و ورق وى و گل وى چون با شراب بياشامند گزندگى عقرب و رتيلا را سود دهد و محلل مغض بود و قوت وى ملطف و مجفف بود و از بهر اينست كه مغض را نافع بود