علي بن حسين انصارى شيرازى
313
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الغين غافث بهترين وى فارسى بود كه از كوهستان حوالى شيراز آورند و رومى نيز نيكو بود و آن گلى است لاجوردىرنگ دراز شكل و شاخهاى وى باريك بود به درازى يك وجب بود و كوتاهتر بود و گل وى و شاخ ورق وى همه تلختر از صبر بود و طبيعت آن گرم بود در اول و خشك بود در دوم و گويند معتدل بود در گرمى و سردى و گويند سرد است و وى لطيف بود در ابتداء داء الثعلب عظيم نافع بود و با پيه كهن بر ريشهائى كه دشخوار بود مفيد و باصلاح آورد و در درد جگر و سده آن و صلابت سپرز و قرحه امعا و تبهاى مزمن و صفرايى محترقه بيرون آورد و مقدار شربت از وى نيم مثقال بود و وى حيض براند و گويند مضر بود به سپرز و مصلح آن انيسون بود و بدل وى نيم وزن آن افسنتين و يا يك وزن وى اسارون بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : غافث بر وزن آفت و بكسر فا و ثا نيز آمده و به لاتينى اوبطورى و به بربرى اكرسومنه نامند و نبات آن را حشيشة الغافث و شجرة البراغيث و شكهء منتنه نامند و آن گياهى است خاردار و برگ آن دراز و عريض و طولانى و مزغب و از وسط برگهاى آن شاخى مجوف خشن روئيده و گل آن گبود مايل به بنفشى و جميع اجزاى آن تلخ و از صبر تلختر و با عفوصت و قبض كمى و حرارت چندانى ندارد لاتين AGRIMONIA EUPATORIA فرانسه EUPATOIRE DES GRECS انگليسى LIUER - WORT - AGRIMONY غاغه به لغت عمان فودنج بود و گفته شد غار درختى بزرگ است و ورق وى درازتر از ورق بيد است و حب وى از بندقى كوچكتر بود و به مقدار فستقى و صفت آن گفته شد و بيونانى ذاقى گويند و بعضى بود كه ورق آن باريك بود و بعضى پهنتر بود و هر دو نوع در زمين سنگستان رويد و بهترين آن برى بود و قوت وى در ورق بود و طبيعت وى گرم و خشك بود در سئوم طلا كردن با شراب بر بهق نافع بود و با سويق بر ورمها و درد اعصاب و ضيق النفس و انتصاب را لعق كردن نيكو بود و صاحب منهاج گويد چون بر معده تمريخ كنند قى را حركت دهد و درد رحم و مثانه را نافع بود و حتى در آن نشستن سنگ بريزاند و شربتى از وى نيم مثقال بود و دو درم از وى مسهل بود و صاحب جامع گويد چون بياشامند مرخى معده بود و قى را حركت دهد و ورق تر وى چون بكوبند و بر گزندگى زنبور و نحل ضماد كنند سودمند بود و پوست بيخ وى چون چهار دانك و نيم با شراب ريحانى بياشامند سنگ بريزاند و علت