علي بن حسين انصارى شيرازى
311
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
عود الفار سنجار است و گفته شود عود الدرف اصل الانجدان بود و گفته شد عود العطاس كندش بود و گفته شود عود النجوج و يلنجوج گويند و آن انواع بود بهترين وى عود هندى بود كه از وسط بلاد هند آورند و بعد از آن مندلى كه آن جبلى بود فاضلتر از هندى بود از بهر آنكه وى شپش در جامه رها نكند كه پيدا شود و بعضى فرق ميان مندلى و هندى ننهند و نوعى ديگر سمندورى بود كه از سقاله هند خيزد و آن فاضلتر بود و بعد از آن قمارى بود و آن نوعى از سقالى بود بعد از آن قاقلى و برى و قطعى و صينى كه آن را قسمرى خوانند و آن تر و شيرين بود و مندلى از مجموع وى نيكوتر بود بعد از آن سمندورى ازرق صلب بسيار آب سطبر كه قطعا سفيدى در وى نبود و بر آتش نماند و نيكو بود و بعضى سياه را فاضلتر از ازرق دانند بالجمله فاضلترين عود سياه سخت گران وزن بود تا به حدى كه در بن آب نشيند و چون بكوبند هيچ ريشه در وى نبود و زود كوفته گردد و آنچه بر روى آب افتد بد بود و عود بيخ درختى است كه مىكنند و در زمين دفن مىكنند تا خشبيت از وى به تعفن زايل مىشود و تغيير در وى بازديد گردد و طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم و لطيف بود و سده بگشايد و بادها بشكند و بوى دهان خوش كند و مقوى احشا و اعصاب و دماغ و حواس بود و مفرح و مقوى دل باشد و ترى گنده شده از معده بيرون كند و چون نيم درم از وى بياشامند تا يك درم و نيم قوت معده و جگر بدهد و شكم ببندد و ذوسنطاريا را نافع بود خاصه سوداوى و مضر بود بوئيدن وى بمرضهاى گرم كه در دماغ پيدا شود و اسحق بن عمران گويد چون بخور كنند بلغم را از دماغ بيرون كند و منع ادرار بول بكند چون از سردى بود و ضعف مثانه را نيكو بود و اسحق گويد خوردن وى مضر بود به سفل و مصلح وى ورق گل سرخ بود و گويند بدل وى در شكم بستن صندل زرد بود و اگر در معاجين احتياج افتد بدل وى زعفران بود و دارچينى و زراوند مدحرج از هريك دو دانك وزن آن و بدل عود هندى در نقرس گويند قنطوريون باريك بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عود بضم عين و سكون واو و دال اسم جنس چوب و شاخ درختى است كه بهندى ككرى و دالى نامند از مطلق آن نزد اطبا عود هندى است كه بهندى اكر نامند لاتين ALOEXYLON فرانسه BOIS D'ALOES انگليسى ALOES WOOD عود الحيه شريف گويد نبات وى در شهر سودان بود و مشهور بود و مانند عود سوسن بود و صلب بود و در طعم وى تلخى باشد و چون نيم درم از وى بياشامند از هر زهر كه بود خلاص دهد خواه گرم خواه سرد و چون در دست نگاهدارند هيچ مار گرد وى نگردد و چون در دست گيرند و مار ببيند هيچ حركت نتواند كرد و بى خود گردد و چون بخايند و در دهان افعى اندازند زود بميرد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نباتيست كه در بلاد بربر و سودان بهم مىرسد شبيه بسوسن و بيخ آن نيز شبيه به آن و با صلابت و خشونت و تلخى و تندى رائحه مانند عاقر قرحا عود الريح اسمى است مشترك در شام فاوانيا را بدين اسم خوانند و اهل مصر ماميران را و پوست بيخ زرشك و عود الوج را نيز بدين