علي بن حسين انصارى شيرازى
308
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
لاتين VITIS VINIFERA فرانسه RAISIN انگليسى GRAPE عنب الثعلب قثا خوانند و زبرق نيز گويند و ثلثان هم گويند بپارسى روباه تربك خوانند و سگانگور نيز گويند و بلفظى ديگر توليدون گويند و ابن مؤلف گويد كه روستائيان شيراز آن را رزروباه تربك خوانند و سگانگور نيز خوانند و آن پنج نوع بود يك نوع از آن كشنده بود و آن نوعى است كه ميوهء آن چون ببندد زرد بود بعد از آن سياه بود و آسمانگون نيز باشد و درخت آن نوع شاخها بسيار داشته باشد و كنارهء شاخ سياه بود بهترين آن زرد تازه بود طبيعت آن سرد بود در اول و گويند در دويم و گويند گرم بود و ورمهاى گرم را در آخر ضماد كردن نافع بود و به اسفيداج و روغن گل بر نمله و حمره طلا كردن سود دهد و به آب وى غرغره كردن ورم زبان را نافع بود مثقالى از پوست بيخ وى با شراب خواب آورد و چون بكوبند و ضماد كنند بر سر درد آن را ساكن گردان و چون عصارهء وى در چشم كشند قوت چشم بدهد و چون زن بر خود برگيرد قطع خون رفتن بكند و استسقا و ورم معده را نافع بود و اسحق گويد مضر بود به مثانه و مصلح وى قند بود و خوردن و ضماد كردن وى تشنگى بنشاند و چون آب وى به اسفيداج بياميزند و بر سوختگى آتش و جدرى كه ريش شده باشد طلا كنند خشك گرداند و چون همچنان بكوبند و بر سرطان ريش شده نهند ساكن گرداند و چون ادمان كنند بوى باصلاح آورد و خوردن ثمر وى قطع احتلام بكند و سياه وى بغايت بد بود و خدر و جنون آورد و چهار درم از وى كشنده بود و مداواى وى به قى كنند بعد از آن شير تازه با انيسون يا ماء العسل و سينهء مرغ و بادام تلخ هم مفيد بود و بدل بوى گويند ساداوران و بطباط است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بفتح ثاء و سكون عين و فتح لام آن را قثا و زبرق و ثلثان و توليدون و به فارسى روباه تربك و روباه تورك نيز بمعنى انگور روباه و شكر انگور روباه نيز و بتركى قوش اوزمى و باصفهانى تاجريزى و بهندى كموه و مكوى و كاك ماجهى و به لاتينى سلاطم و به بربرى مرابله و بكستيلان ازمور نامند و آن ثمر درختى است و بستانى و برى و جبلى مىباشد ابو ريحان در صيدنه مىگويد : عنب الثعلب را عرب عبب و بتازى راء نيز گويند و پارسيان او را روسانگژده گويند ( روس بمعنى روباه و انگژده دانه انگور است ) لاتين SOLAMUN MINIATUM فرانسه MORELLE انگليسى FELONWORT عناب نيكوترين آن جرجانى بود تازه كه خرد نبود و وى معتدل بود ميان گرمى و سردى و ترى و خشكى و شيخ الرئيس گويد گرم و تر بود در ميانهء درجه اول و حرارت وى غالب بود به رطوبت و گويند سرد است در اول سودمند بود جهت حدت دم و خلطى نيك از وى حاصل شود چون بخورند يا آب وى بياشامند و سرفه و ربو و درد كليه و مثانه و درد سينه و حلق را نافع بود و اگر پيش از طعام بخورند نيكوتر بود و غذاى وى اندك باشد و هضم وى دشخوار و مولد بلغم بود و معده را بد بود و مصلح وى كشمش بود يا مويز منقى و شريف گويد ورق وى چون خشك كنند و با سركه سحق كنند و بر آكله افشانند بغايت نافع بود و اولى آن بود كه پيش از آن به پر مرغ عسل بدان طلا كنند و چون پوست ساق درخت وى بكوبند و با همچندان اسفيداج بياميزند و بر ريشهاى پليد مالند پاك گرداند و شفا دهد و چون ورق وى بپزند و صافى كنند و پنج روز هر روز نيم رطل بغداد با قند بياشامند حكه زايل كند از بدن و چون استخوان وى مطحون كنند و سويق سازند و به آب سرد بياشامند طبيعت محكم دارد و شكم ببندد و اگر همچنان با استخوان مطحون كنند قرحه امعا را نافع بود و صمغ وى چون با سركه حل كنند و بر قوبا طلا كنند و دو سه نوبت مكرر كنند البته زايل كند و ورق وى چون بخايند نيكوتر از طرخون بود جهت كسى كه داروى مسهل خواهد خوردن و غثيان نياورد و عناب مضعف باه بود و مقلل منى بود و بشيرازى شيلانه گويند و بكرمانى حيلان صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عناب بضم عين ثمر درختى است معروف قريب بدرخت كنار و زيتون در بلندى و برگ آن اندك ضخيمتر و طولانىتر از برگ كنار و يكروى آن مرغب و پوست درخت و چوب آن سرخرنگ و خالدار است . . . ابو ريحان مىنويسد درختى است كه پارسيان او را سنجدان گويند و بسريانى زيزوفى گويند روميها او را ژيزفون نامند لاتين RHAMUNUS ZIZYPHUS - ZIZYPHUS VULGARIS فرانسه JUJUBE انگليسى JUJUBE عنب الدب درختى است كوهى و آن را غايش خوانند و ثمر وى به مقدار كنارى كوچك بود سرخرنگ و در اندرون وى چهار پنج دانه كوچك بود و طعم وى قابض بود و ثمر وى شيرين بود اندك تلخى داشته باشد و لزوجت و قبض نيز و از خشك وى سويق سازند