علي بن حسين انصارى شيرازى

299

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بياميزند گزندگى جانوران زهردار را نافع بود و چون پيش از آمدن تب بيك ساعت بياشامند سودمند بود تب ادوار را و اسحق گويد مضر بود به شش و مصلح وى صندل بود و بدل آن گويند عنب الثعلب بود در مخزن الادويه است كه : عصى الراعى بفتح عين لغت عربيست به لاتينى آن را بسباث‌بلى گويند و به بربرى رستنى نوديه و بلغت ديگر بربرى كورى ژوله و بيونانى بطباط و بلغوثيون بر مندار نيز و بسريانى شطبانى فلوعرين و باقريقى خنجر و در جداول حاوى كبير برشيان دارو نامند و گويند برشيان دارو اسم فارسى آنست كه به فارسى كسته و هزار بندك و هرجرا و بهندى لال‌ساك و راج‌كيرى نامند و به عصاى موسى نيز نامند و در ماهيت آن اختلاف است عصب بيونانى نوارس گويند و گفته شود عصفور بپارسى گنجشك خوانند و نيكوترين آن فربه بود و آنچه در خانها فربه كنند بد بود و اولى آنكه از آن اجتناب كنند كه خونى بد از وى متولد شود و طبيعت وى گرم و خشك بود در سئوم گوشت وى صلب‌تر از گوشت دراج بود باه را زياده كند خاصه دماغ وى و ابو العلاى بن زهر گويد نافع بود جهت استرخا و فالج و لقوه و انواع استسقا را سودمند بود مجامعت زياده كند ليكن محرورمزاج را موافق نبود و بوى مضر بود و اگر بخورد مىبايد كه سكنجبين ترش بر سر آن بخورد و سردمزاج را موافق بود و وى مضر بود به رطوبت اصلى و خلطى صفراوى از وى متولد شود و اولى آن بود كه بروغن بادام بريان كنند و چون با مرى مطبخى كنند گويند زودتر بگذرد كه بريان كرده و بايد كه قطعا استخوان وى نخورند كه سجح در مرى و امعا پيدا كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بضم عين و ضم فا به فارسى گنجشك و چغوك و پنجشك و بتركى سرچه و شارجه و به بنگالى كوريه و بهندى نر آن را چرا و مادهء آن را چريه نامند لاتين FRINGILLA DOMESTICA فرانسه MOINEAU انگليسى SPARROW عصارهء ماميثا شياف ماميثا خوانند بهترين وى زردرنگ بود و سبك عمل رهبانان بود در حوالى موصل سازند طبيعت وى سرد و خشك بود ورمهاى گرم را تحليل دهد و گرمى آن بنشاند و درد چشم كهن و نو را نافع بود و صنعت وى چنان است كه آب وى را بگيرند و بجوشانند تا غليظ شود و شياف سازند و بدل آن حضض است يا بوش دربندى لاتين SCABIOSA ARVENSIS فرانسه SCABIOUS DES CHAMPS انگليسى COMMON FIELA - SCABIOUS عصارهء خشخاش اسود افيون بود و گفته شد عصارة المسك عصارة السوس بود و رب السوس نيز خوانند طبيعت آن معتدل بود در گرمى و سردى و در وى اندك قبضى بود خشونت قصبهء شش را نافع بود و ريش مثانه و تشنگى قطع كند ادويهء حاره بشكند و بدل آن دو وزن آن اصل السوس بود عصارة الغافث بگيرند غافث تر و بكوبند و آب وى بگيرند و در آفتاب نهند تا منعقد شود و بردارند و استعمال كنند در غايت تلخى بود مانند صبر و طبيعت آن سرد و خشك بود و ملطف و مقطع بود و جرب و حكه را نافع بود و چون به آب شاهترج و سكنجبين بياشامند تبهاى كهن و درد جگر را سودمند بود و مقدار مستعمل از وى تا يك مثقال شايد و گويند مضر بود با انثيين و مصلح آن مصطلى بود و بدل آن سه وزن آن ورق سماق بود و گويند سه وزن آن غافث بود