علي بن حسين انصارى شيرازى

296

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

عرصف كمافيطوس بود و گفته شود عرمض نوعى از كنار است و آن را كناربر خوانند و برنميدهد و خارهاى دراز دارد مانند منقار مرغ و بعضى مانند قلاب كج بود عرطب خسك است و گفته شد عرقج برى بلمون است و گفته شد عزيز الكبير قنطوريون غليظ بود و گفته شود عزيز الصغير قنطوريون دقيق بود و گفته شود عسالنج لف الكرم بود و گفته شود عسل لبنى ميعه سايله بود و گفته شود عسل النحل بهترين آن بود كه صادق الحلاوت بود سفيد و خوشبوى و گويند فاضل‌ترين عسل آن بود كه بسرخى مايل بود و ربيعى باشد بعد از آن صيفى و آنچه شتائى باشد بد بود و نوعى از عسل خريفى بود كه چون ببويند عطسه آورد و خوردن آن نشايد و گويند بوئيدن آن غشى آورد و عرق سرد و عقل زايل كند و چون بخورند البته عقل زايل كند و عرق سرد آورد مداواى وى بقى كنند و بعد از آن چند نوبت ماهى نمكسود و سداب خورند تا معده پاك كند بعد از آن تفاح و كمثرى بخورد و نوعى از عسل هست كه حكم وى مانند شوكران بود و همان علامتها كه از شوكران حادث شود از وى حادث شود و علاج وى همچون شوكران بود و آنچه عسل نيكو بود طبيعت او گرم و خشك بود در دويم و ديسقوريدوس گويد به قوت جاذبه رطوبات از قعر بدن بكشد و منع عفونت بكند و چون با شبت تر بپزند و بر قوبا مالند زايل كند و اگر با قسط بر كلف مالند زايل كند و چون تنها مالند شپش بكشد و اگر با نمك اندرانى سوده بياميزند و نيم‌گرم در گوش چكانند درد گوش زايل كند و چون بدان تحنك كنند و يا غرغره ورم حلق و ورم غليظ كه در جانب زبان و حنك بود و لوزتين كه بشيرازى آن را كوشك خوانند و خناق بلغمى را نافع بود و بول براند و چون گرم كرده با روغن گل بياشامند سرفه را موافق بود و گزندگى جانوران و زهرها را هم مفيد بود و كسى كه افيون خورده باشد يا قطر چون لعق كند يا بياشامد نافع بود و گزندگى سگ ديوانه را هم مفيد بود و اگر با نمك بر سياهى كه از ضرب بر اعضا پيدا شود بمالند زايل گرداند و منصورى گويد اگر در معده صفرا بود زود بوى مستحيل شود و بلغم را نافع