علي بن حسين انصارى شيرازى
293
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : انطاكى گفته شوكة الجمال است - ماهيت آن نباتيست با خار بسيار و تيز و گل آن سفيد و زرد و در وسط آن مانند موتارها و دانهء آن قرطم مستدير حكيم مير محمد مؤمن نوشته حاج است كه به فارسى خارشتر نامند و گويند ينبوب است كه نوعى از خرنوب است عبب و عبعب نيز گويند و آن ثمر كاكنج بود و گفته شد عبهر نرگس است و گفته شود عتم زيتون كوهى است و گفته شد عجب حب النيل بود و گفته شد عجم الزبيب فصا نيز گويند و آن دانهء مويز بود طبيعت وى سرد و خشك بود در اول و گويند در دويم شكم ببندد عدس ملس خوانند و بيونانى قاقوس خوانند و وى نفاخ بود مركب از قوت قابضه و جاليه و پوست وى بغايت قابض بود و بهترين وى سفيدرنگ بود و پهن كه زود پخته شود و چون در آب كنند سياه نشود و طبيعت وى معتدل بود در گرمى و سردى و خشك بود در دويم و گويند پوست وى گرم بود در اول و مقشر وى سرد بود در دوم و گويند در اول و خشك بود در سئوم و ديسقوريدوس گويد ادمان اكل وى تاريكى چشم آورد و با سويق بر نقرس ضماد كردن نافع بود با اكليل الملك و روغن گل و سفرجل بر ورم گرم كه در چشم پيدا شود و ورم پستان چون ضماد كنند نافع بود و جرم عدس شكم ببندد و آبى كه عدس در وى پخته باشند شكم براند و خناق را سودمند بود و عدس مولد خلط سودا بود و خوابها آشفته نمايد و خون را غليظ كند و دير هضم شود و معده را بد بود و مولد رياح بود در معده و امعا و اعصاب و شش و سر را بد بود و چون با هندبا يا لسان الحمل يا سلق سياه يا حب الاس يا قشور رمان يا ورق گل سرخ خشك يا زعرور يا سفرجل بپزند قوت قبض وى زيادت گردد و شكم ببندد و حدت دم ساكن كند و مقوى معده بود و چون با عسل بياميزند ريشهاى عميق را باصلاح آورد و شيخ الرئيس گويد خونرا غليظ گرداند و رها نكند در عروق روانه گردد و خلطى سوداوى و امراض سوداوى از وى حادث شود و بسيار خوردن وى جذام آورد و ورمهاى صلب و سرطانات و نشايد كه عدس با شيرينى خورند كه سده در جگر پيدا كند و مضر بود باصحاب عسر البول و منع ادرار بول و حيض كند و بدترين وى نمكسود بود و گويند استسقا را نافع بود و صاحب جدرى و ورمهاى گرم چون با سركه يا غوره بپزند و دفع شرر وى آن بود كه با گوشت بره فربه بپزند يا روغن گاو و يا روغن بادام و بدل وى در طبيخ ماش بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عدس بفتح عين و دال به فارسى نشك و مرجومك و بهندى مسور و در يمن ملس نامند لاتين ERVUM LENS - LENS ESCULENTA - LENS CULINARIS فرانسه LENTILLE انگليسى LENTIL عدس حر بشيرازى نبونخله گويند و آن نوعى از عدس برى بود گرم بود و حيض براند و مسهل دم بود و گويند در وى ترياقيت