علي بن حسين انصارى شيرازى
282
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
ابن ماسويه گويد گرم و خشك بود در وسط درجهء سئوم و گويند سرد بود و مجوف رطوبات بود و نشف ترى بكند و قلاع زايل كند چون بخايند و زمانى نيك در دهان نگاهدارند و چون پيش از خوردن داروى مسهل بخايند ادراك طعم دارو نكنند به سبب تخديرى كه در اوست و معده را قوت دهد و درد حلق آورد و دشوار هضم شود قاطع شهوت باه بود و تشنگى آورد و مصلح وى كرفس بود و تميمى گويد آب وى با آب رازيانه در شراب كادى كنند و بياشامند منع آبلهء حصبه بكند بهترين اشربه ملوك هند و خراسان بود خاصه آب طرخون اين فعل مىكند و منع حدوث علت و با نيز مىكند صاحب صيدنه مىگويد : معرب از لغت فارسى است و جالينوس گويد او هوبولس است لاتين ARTEMISIA DRACUNCULUS فرانسه ESTRAGON انگليسى WILD DRAGON طرفا بپارسى درخت گز خوانند و آن انواع بود يك نوع ثمر آن گز مارخ بود و آن امل بود و ثمر وى حب الامل خوانند و ثمرة الطرفا نيز گويند طبيعت وى سرد و خشك بود و در وى قبضى و تجويفى بود و ثمر وى بغايت قابض بود و گويند گرم بود طبيخ وى چون نطول كنند شپش بكشد و چون ورق و بيخ و قصبان وى با سركه يا با شراب بپزند سپرز را نافع بود و درد دندان را چون بدان مضمضه كنند نافع بود و ورق وى چون با آب بپزند و با شراب ممزوج كنند و بياشامند سپرز بگدازد و موافق زنانى بود كه رطوبات از رحم ايشان روانه بود و مدتى از آن گذشته باشد چون در طبيخ آن نشينند نافع بود و خاكستر چوب وى چون زن به خود برگيرد همين عمل بكند و چون بر ريشها افشانند خشك گرداند و ريشهايى كه از سوختگى آتش بود و دخان وى زكام و جدرى را نافع بود و ابن واقد گويد زنى جذام بر وى ظاهر شده بود بعد از آن از طبيخ بيخ وى با مويز چند نوبت بياشاميد از وى زايل شد و گويد تجربه كرديم زنى ديگر را همچنين صحت يافت و جوزى گويد چون دخان كنند ورم سرد را مفيد بود و بيشتر ورمها و رازى گويد بخور وى سه نوبت بواسير را زايل گرداند و خشك كند و شريف گويد چون بخور كنند در دهان كسى كه علق در حلق وى چسبيده بود بيفتد و ثمرهء وى گزندگى رتيلا را نافع بود و ديسقوريدوس گويد بدل ثمرة الطرفا در داروى چشم عفص بود لاتين TAMARIS GALLICA فرانسه TAMARISQUF انگليسى FRENCH TAMARISK طرغلوديس و طروغلوفطس گويند و گفته شود صاحب تحفه مىنويسد صفراغون است طريقون شفتين بود و گفته شد طرخشقوق و طرشقوق نيز گويند و آن هندباى برى بود و گفته شود طريخ نوعى از ماهى كوچك بود كه از طرف آذربايجان آورند و از طرف تبريز و ابن مؤلف گويد آن را از لجهء درياى قلزم گيرند و در آنجا آن را شاهماهى خوانند بهترين وى آن بود كه كهن كشته نباشند و طبيعت آن گرم و خشك بود طبع براند و اندكى از وى ملطف صفرا بود و در تبهاى ربع مفيد بود و وى مضر بود به سپرز و مصلح وى روغن بسيار بود كه در آن بريان سازند