علي بن حسين انصارى شيرازى
272
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
جوزى و آن پارههاى بزرگ ستبر بود و سفيد بود كه بسرخى آميخته بود و بسودن درشت بود و اين صندل باريك چوب بود و سرخ و سفيد بهترين انواع صندل است و از او جوانتر صندل سرخ است كه آن را بوى نبود و آن را عربى گويند و اين را در طلاها به كار دارند و القصه بهترين انواع صندل آن بود كه سخت باشد و زرد و گران و همه انواع صندل سرد و خشك است در دويم و گويند سرد و تر سفيد است و گويند سفيد سردتر است از سرخ ليكن سرخ خشكتر است از سفيد محلل اورام است و منع ماده بكند و بر جمره طلا كردن نافع است و درد سر را عظيم نافع بود و شريف گويد چون سحق كنند و با روغن زنبق بياميزند و بر اعضا مالند تبلرز از وى زايل گردد و همو گويد صندل سرخ بغايت سردتر از صندلهاى دگر بود و بدل آن فوفل بود صندل سرخ به لاتين SANTALIRUBRIA LIGNUM فرانسه SANTAL ROUGE انگليسى RED SAUNDERS WOOD صندل سفيد به لاتين SANTALUM ALBUM فرانسه SANTAL BLANC - SANTAL CITRIN انگليسى WHITE SANTAL WOOD آقاى دكتر زرگرى در گياهان دارويى جلد دوم صفحه 773 مىنويسد : ريشههاى اين گياه داراى مكندههائيست كه بر روى ريشههاى گياهان مختلف ثابت مىماند و مواد غذائى خود را از آنها مىگيرد و برطبق بررسىهائى كه در يكى از جنگلها بنام RAMA به عمل آمده بالغ بر 114 گونه گياه ميزبان براى آن يافتهاند . صنوبر به شيرازى كاج خوانند و صفت حب آن در حا گفته شد و باقى اجزاى آن گفته شود در پوست بيخ وى قبضى و قوت تمام بود سجح را نافع بود چون بر وى نهند مانند ضماد عظيم سودمند بود و چون بياشامند شكم ببندد و اگر ذرور كنند بر سوختگى آب گرم بغايت مفيد بود و وى معتدل بود در گرمى و سردى و گويند گرم بود در دويم و خشك در سئوم و گويند در اول و ورق آن ترتر از كاه آن بود و جراحتها را نيكو گرداند و غرغره بطيخ قشر صنوبر كردن بلغم را جذب گرداند و بيرون آورد و دخان وى سودمند بود جهت كسى كه در مژه وى استرخا بود و هر علتى و زحمتى كه بود زايل كند و قشور ورق وى چون بياشامند درد جگر و ريش شش را نافع بود و كرمى هست در درخت صنوبر و آن به قوت ذراريح و قشور هر دو صنوبر چون زنان در شيب خود دود كنند بچه و مشيمه بيرون آورد و ورق وى چون بكوبند و ضماد كنند بر ورمهاى گرم درد ساكن كند و جراحتهاى تازه كه خون از وى روانه بود را سودمند بود و چون با سركه بپزند و بر دندان ضماد كنند سود بخشد و چون با آب يا ماء العسل بياشامند يك مثقال موافق بود جهت كسى كه در جگر وى علتى بود و همچنين پوست و ورق وى چون بياشامند همين عمل كند و چون چوب وى بشكنند و پارهاى كوچك كنند و با سركه بپزند و طبيخ وى در دهن نگاهدارند صاحب درد دندان را نافع بود و اگر بسوزند و دخان وى بگيرند در مداد بغايت خوب بود و اگر در داروهاى چشم كنند مژهء چشم را نيكو گرداند و آب رفتن بازدارد و شريف گويد ثمر صنوبر كبار كه آن جلغوزه بود چون بكوبند و با عسل بسرشند و هر بامداد سه درم بخورند از افلاج خلاص يابند و چوب وى چون بپزند به آب و بر اعضاى كسى كه زحمت كشيده باشد بمالند نافع بود و بدل آن زفت بود صاحب مخزن الادويه مىگويد : صنوبر به فتح صاد و نون و با لغت عربيست و ارزه نيز و به سريانى ارزند و برومى بقطانيون و بيونانى قلوغيطون نامند لاتين ABIES - PINUS ABIES - ABIES EXCELA فرانسه SAPIN COMMUN - FAUXSAPIN - SAPIN DE NORVEGE انگليسى FIR - FIRTREE صنار و لب بود و گفته شد صنىوبر ياسمين يمنى بود صمغى كه از طرف يمن مىآورند و لون مر بود بدين اسم خوانند و در جراحتها استعمال كنند قطع اسهال بكند و از اين صمغ به شكل حضض همچنان قرص مىباشد و آن را بول الابل خوانند و جراحتهاى خبيث باصلاح آورد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : صنى الوبر بكسر صاد و فتح واو انطاكى گفته اقراصى است كه در مفارهاى بلاد يمن مىيابند و در اصل و حقيقت آن اختلاف است بغدادى گفته شبيه به صمغ و برنگ مر و در مكه از آن اقراص مىسازند و بعضى گفتهاند بول جانورى است بچه گربه كه آن را و بر نامند و نواب مرحوم گفته ظن غالب آنست كه اين دوائى باشد كه بهندى صلاجيت نامند و بعضى گويند ابوال تيوس جبلى است صوف الارض فراسيون بود و گفته شود