علي بن حسين انصارى شيرازى
269
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
صقر مرغى است كه گنجشك را صيد كند به پارسى باشه گويند و به بربرى ناتينا و ابو عماره نيز گويند گوشت وى گرم و خشك بود چون بپزند و خشك كنند و سحق كنند و دو درم از وى بياشامند بناشتا با آب سرد سه روز سرفه سرد و ربو را نافع بود و زهرهء وى نافع بود جهت ابتداى نزول آب در چشم چون كشند و قوت باصره بدهد و سرگين وى چون بر كلف مالند زود زايل كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : صقر بفتح صاد طائرى است كه بان صيد مىكنند از قبيل بزاة و شواهين و به فارسى چرخ نامند صلون خرنوب نبطى بود و ثمر وى را در مصر حب الكلى گويند و اناعورس نيز نامند و صفت خرنوب گفته شد و در ينبوب نيز گفته شود صلصل بپارسى عكه خوانند و آن عقعق است و گفته شود صموغ جالينوس گويد مجموع صمغها گرم و خشك بود ليكن بعضى فاضلتر بود و صمغ بشيرازى ازدو خوانند و بپارسى زو گويند صمغ عربى بهترين صمغها بود و نيكوترين آنكه صافى و بىچوب بود و سفيد باشد و چون در آب نهند زود گداخته شود و طبيعت آن معتدل بود و گويند گرم بود و گويند سرد و خشك بود و در وى قبضى بود و جغافى بود باعتدال سرفه گرم را نافع بود و آواز صافى كند و قوت معده بدهد و اسهال صفراوى را نافع بود و مقدار مأخوذ از وى دو مثقال بود و خشونت حلق و قصبه شش را نافع بود و حدت ادويه بشكند و اسحق گويد مضر بود به سفل و مصلح وى كثيرا بود و بدل آن صمغ بادام و حب آلاس و گويند مصلح آن شراب صندل و گلاب بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : صمغ لغت عربيست و بيونانى فوقمينون و بسريانى قاموز و برومى دينون و به فارسى ارد و بشيرازى ازدو و بهندى كوند نامند و صمغ عربى از درخت امغيلان كه مغيلان نيز نامند حاصل مىگردد لاتين GUMMI ARABICUM فرانسه GOMME ARABIQUE انگليسى ACACIA GUM - ARABIC GUM صمغ اللوز بهترين آن بود كه سفيد بود و از درخت جوان گيرند و طبيعت وى مايل بسردى بود و تر بود صمغ بادام شيرين درد حلق و سرفه و تب دق را نافع بود و فربهى آورد و صمغ بادام تلخ قابض و مسخن بود و چون بياشامند نفث دم را نافع بود و اگر با سركه بياميزند بر قوبا كه بر ظاهر پوست پيدا شود بمالند زايل كند و چون با شراب ممزوج كنند و بياشامند سرفه كهن را نافع بود و سنگ گرده بريزاند و گويند صمغ بادام مضر بود به سپرز و مصلح آن قند و خشخاش بود و بدل آن صمغ عربى و كثيرا بود صمغ الاجاص بهترين صمغ آن بود كه از درخت كهن گيرند و در وى گرمى و خشكى بود و گويند گرم و تر بود درد شش و سينه را نافع