علي بن حسين انصارى شيرازى
263
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بريزاند و ناخنه و سفيدى كه در چشم بود ببرد چون در چشم كشند شيرابه خشخاش بود و گفته شد شيح حبشى فلفل سياه است و گفته شود شيح البحر حيوانيست دريايى كه سر و بينى وى مانند گوساله بود روز شنبه البته از دريا بيرون نيايد صاحب مخزن الادويه تحت عنوان شيح البحرى مىنويسد : آن را شيح يهودى و سمك يهودى و اهل مغرب نيل نامند و آن حيوانيست شبيه سنگپشت بحرى و ليك صدفيست اين بدان نمىرسد بلكه پوست صلبى است شياف خوزى موش دربندى بود و گفته شود شيراملج املج چون در شير خيسانند شير املج گويند و قبض در وى كمتر بود و نيكوتر آن بود كه چند روز در شير خيسانند طبيعت آن سرد و خشك بود در سئوم و گويند گرم و تر بود بلغم لزج را پاك كند و قوت شهوت بدهد و قى را قطع كند و آب رفتن از دهن بازدارد و حرارت خون را بنشاند و مقدار مستعمل از وى يك مثقال بود و گويند مضر بود بمثانه و مصلح وى شير تازه و عسل بود شيراز بپارسى ريحان خوانند شيرنجشير بيخى بود زردرنگ كه از هند بياورند طبيعت آن گرم و خشك بود و مسهل مره صفرا بود و بلغم و خلطهاى سوخته بود و بادهاى فاسد دفع كند و شربتى از وى دو دنك تا نيم درم بود شير خشك بپارسى شيرخشت گويند طبيعت وى گرم بود باعتدال و فعل وى اقوى بود از ترنجبين و بهترين آن بود كه شفاف بود مانند صمغ عربى و از سيه چوب حاصل شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : صمغ درختى است بنام كشير كه چوب آن صلب و سخت است و از آن عصا بسازند و در بلاد خراسان و مرو است و بعضى جاهاى ديگر مىرويد خشت بلغت اهل آن نواحى بمعنى صمغ است و نام آن صمغ كشير خشت بود و با حذف كاف شيرخشت شده است لاتين MANNA فرانسه MANNE انگليسى MANNA