علي بن حسين انصارى شيرازى
26
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
ارثد اثلق است و گفته شود اروشيران نوعى ارمرو است و گفته شود در باب ميم انواع آن اربيان ملخ دريائيست و آن را جراد البحر خوانند و اگرچه صاحب جامع يك قول آورده كه بلغت شام يك نوع از بانويه است و نوعى ديگر آورده است كه آن بهار است و هر دو قول خلاف است آنچه محقق است دو نوع است كوچك و بزرگ بپارسى سگ دريائى گويند و ماهى ريبان گويند و طبيعت آن گرم و خشك است و گويند تر است و بهترين وى تازه بود و منفعت وى آنست كه باه را زياده كند و طبع را نرم دارد و گويند غذائى صالح دهد و اما اصلح آنست كه خلطى غليظ بد از وى حاصل شود و نمكسود آن مولد سودا بود و مصلح آن روغن بادام و بدل آن روبيثا بود روبيثا نوعى از ماهى است كوچك كه اهل گرمسير آن را اشنه نامند ( مخزن الادويه ) اشنه را در لهجههاى لارى و هرمزگان هشنه گويند ارجوان بهار درختى است كه بپارسى آن را ارغوان خوانند بهار وى مىخورند و طبيعت وى سرد و خشك است پوست بيخ آن را اگر بجوشانند و آب آن بياشامند قى تمام آورد و اين مجرب است و اگر چوب وى بسوزند و بر ابرو مالند موى بروياند و سياه و انبوه گرداند و اگر از بهار وى شرابى سازند رفع خمار كند و نافع است ارقوا - اراقو تخمى است سياه و در شكل بغايت صلب و در ميان عدس مىباشد و بپارسى آن را سهك خوانند منفعت وى آنست كه چون آرد وى با سركه و آب بسرشند و شش ساعت در آفتاب نهند و بعد از آن به آب تنها دگربار بسرشند و بر ورمهاى صلب ضماد كنند نرم كند و درد آن زايل كند ارجنقه نباتيست كه آن را ازرير گويند و گفته شود ارمنين ابن جنجل گويد قلقل است و گفته شود در باب قاف ارنببرى لاعبورس و لاعرعس و لاعونى خوانند بپارسى خرگوش گويند بهترين وى آنست كه لون آن بسياهى زند و بيابانى كه سگ صيد كرده باشد و طبيعت آن گرم و خشك است خون وى چون گرم بود بر بهق و كلف طلا كنند زايل كند و چون خون وى بريان كنند دفع سموم كند و سجح را نافع بود و جلاى چشم دهد و دماغ وى بريان كرده جهت رعشه كه بعد از مرض حادث شود بغايت مفيد بود و چون ضماد كنند دماغ وى بر جاى دندان زود برويد و در خواص آورده كه پاى وى چون بر زن تعليق كنند آبستن نشود ما دام كه با وى باشد و بقراط گويد سر وى چون بسوزانند و با پيه خرس با سركه طلا كنند برداء الثعلب