علي بن حسين انصارى شيرازى

252

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

شحم التمساح جالينوس گويد پيه وى چون بر گزندگى وى نهند در حال درد زايل گرداند شحم الحنظل چون از حنظل بيرون آورند بعد از سه ماه قوت وى ضعيف گردد و در حنظل گفته شود شحم المرج حظمى برى بود و گفته شد شخار و سخيره قلى است و گفته شود در قاف در تحفه شخعر آمده است شربث فراسيون است و گفته شود شرى شجره حنظل است و در حنظل گفته شد شربين درخت قطران بود و آن از جنس درخت صنوبر بود و ثمر وى مانند سرو بود باندكى كوچكتر و وى خارناك بود و آن دو نوع است دراز و كوتاه در پوست وى قبضى بود و طبيعت وى گرم و خشك بود نزديك بدرجهء سئوم و چون ورق وى به سركه بپزند و بدان مضمضه كنند درد دندان را نافع بود و ثمر وى سرفه را سودمند بود و جگر و تقطير البول را نافع بود و مشيمه بيرون آورد و بول براند با فلفل استعمال كنند شكم ببندد و ثمر وى چون با شراب بياشامند از جهت دفع غايله خوردن ارنب بحرى نافع بود و چون با شحم ايل بياميزند و بدن را بدان مسح كنند هيچ گزنده گرد وى نگردد و ثمر وى معده را بد بود و لذاع بود و درد سر آورد و بچه بيندازد و اصلاح وى بعصارهء لسان الحمل و جلاب كنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : شربين بضم شين لغت فارسى است بيونانى قادرس و بفرنگى سندر و بلغت اسلام‌آباد چاتكام كه مضاف بنگاله است كرجن نامند و آن از اضاف سرو است و قطران حاصل از ثمر آنست صاحب تحفه مىنويسد : شربين از اصناف سرو است برگش از آن عريضتر و ثمرش شبيه ببار سرو و از آن كوچكتر است و مهمترين قطران از وى حاصل مىشود و بعضى او را از اصناف صنوبر دانسته‌اند و در اصفهان معروف بدرخت نوش است شقاقل اشقاقل است و گفته شد ششنبدان قاشرسنين بود و گفته شود ششتره فرا است و گفته شود