علي بن حسين انصارى شيرازى

246

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بسرخى زند و بدترين انواع وى پارسى بود صاحب منهاج گويد گرم است در اول درجه دويم و خشك است در آخر سئوم و جيش ابن الحسن گويد گرم بود در سئوم و خشك در آخر دويم و وى از جملهء يتوعات بود و لبن وى گرم و خشك بود در چهارم و صاحب منهاج گويد لبن وى قطع دندان مىكند بىدرد و بايد كه شبرم اصلاح ناكرده استعمال نكنند و اصلاح وى چنان بود كه بستانند شير تازه و شبرم تازه ناكوفته در آن خويسانند يك شبانه‌روز و زياده رها نكنند و در آن يك شبانه‌روز دوسه نوبت شير را تازه كنند كه مصلح وى بود بعد از در سايه خشك كنند و قدرى ناكوفته از وى بياميزند با ادويه‌هاى مسهل ملايم مثل انيسون و رازيانه و كمون كرمانى و تربد و هليله بعضى از اين ادويه‌ها بدرستى كه بر خلاف شبرم بود از بهر آنكه در اين داروها مزاجهاى صالح بود در نفع طبائع و ابدان خلاف آنكه در شبرم است از بهر آنكه ايشان ملطف‌اند و حدت وى را زايل كنند و اگر در معالجه قولنج كه سبب آن بادى غليظ بود و بلغم استعمال كنند بايد با مقل و سكنج و اشق و سرگين گرگ خلط كنند و حب سازند و اگر در معالجه سده و ورم و آب زرد بلغم و سودا استعمال كنند چون از شير بيرون آورند خشك كنند و در آب كاشنى و آب رازيانه و آب عنب الثعلب صافى كرده خويسانند سه شبانه‌روز و بعد از آن خشك كرده حب سازند با اندكى نمك هندى و صبر و تربد و هليله بعد از آن دوائى نيكو بود و لبن وى نشايد كه قطعا بياشامند كه هيچ نيكى در وى نبود و كشنده بود و مقدار شربتى از اصلاح كرده وى با ادويه‌ها كه گفته شد از دانكى تا دو دانك بود بحسب قوت و صاحب جامع گويد ما بين دو دانك بود تا چهار دانك و صاحب منهاج گويد شربتى از وى دانكى بود فى الجمله وى مغير مزاجها بود خاصه مزاج گرم و مضر بود بمعده و جگر و باه و منى و عروق سفل منفجر گرداند و لبن وى دو درم كشنده بود و معالجهء وى به مسكه و روغن گاو كنند و مؤلف گويد اگر لبن وى بر قوباى تر و خشك طلا كنند البته زايل گرداند و مجموع يتوعات اين خاصيت دارد و بدل وى مازريون بود در مخزن الادويه مىنويسد : شبرم بضم اول و سكون با و ضم را بيونانى سطوسا و بشيرازى گاو كشك و كانيطنوسك و طانيطومك نيز نامند جهت آنكه چون گاو بخورد مىميرد و گوسفند زيان نمىرسد و در ماهيت نباتيست كه در بوستانها و كشتزارها رويد و ساق آن راست و با زغب و گره‌دار به قدر زرعى شبيه به نى و شيردار و برگ آن شبيه بطرخون و كاج . . . شبت به شيرازى شود گويند بهترين آن تازه بود كه گل وى شكفته بود و گرمى وى ميان درجهء دوم بود و سئوم و خشكى وى ميان اول بود و دويم و اسحق گويد گرم بود در دويم و خشك نيز در آن درجه بود و وى منضج اخلاط سرد بود و مسكن اوجاع و تر وى حرارت در او كمتر بود و رطوبتى در وى بود كه انضاج وى كمتر بود و چون خشك كنند تحليل وى زياده بود و شبت منضج ورمها بود و اگر در زيت بپزند آن روغن محلل و مسكن وجع بود و منضج ورمى كه نضج نيابد و خواب آورد و چون بسوزانند گرم و خشك بود در سئوم و خاكستر وى ريشها كه حادث شود در سفل و ذكر و ريشهاى كهن چون بر وى افشانند نيكو گرداند و اگر بر بواسير كه رسته باشد ضماد كنند سودمند بود و مقدار مأخوذ از وى پنج درم باشد بلغم لزج كه در معده بود و درد سينه و شش را نافع بود و امتلاى و مغص را ساكن گرداند و شير براند و عصارهء وى درد گوش سوداوى را سود دارد و رطوبتى كه در وى بود خشك گرداند و طبيخ وى با عسل بلغم و صفرا پاك گرداند و چون سحق كنند و با عسل بياميزند چندانكه بسته شود و بر معده بمالند شكم براند به آسانى و طبيخ وى درد پشت و بادها را نافع بود ليكن مبخر سر بود و محرورى را موافق نبود و اگر پخته بود و بخورند و بعد از آن سكنجبين ساده بياشامند اگر محرورى بود و طبيخ وى جهت درد گرده و مثانه چون از سده بود يا رياحى غليظ نافع بود و سنگ مثانه بريزاند و ادمان خوردن آن مضعف چشم بود و مضر بود بمعده و گرده و مثانه و مصلح وى لميو بود و گويند عسل بود و صاحب تقويم گويد مصلح وى دارچينى بود يا قرنفل و بدل آن تخم وى بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : شبت بكسر شين و فتح با و تاء مشدده به فارسى شوت و شود و بيونانى و انبيتون و بهندى سوا و سوى و تخم آن را بهندى والان‌خورد گويند لاتين ANETHUM GRAVEOLENS فرانسه ANETH ODORANT FENOUIL BATARD شب انواع بود و آن را زاج بلور گويند از كوه فروچكد و بفسرده مانند يخ آنچه از كوههاى يمن خيزد لون آن سفيد بود كه