علي بن حسين انصارى شيرازى
241
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
سويق الرمان سرد و خشك است و مسكن صفرا بود و طبيعت ببندد و اشتهاى طعام بازديد كند سويق الخرنوب و الغبير طبيعت سخت كند سويق به فتح سين بپارسى پست و ملخان و بتركى قادوت و بهندى ستو نامند و آن اسم عربى آرد جميع ماكولات است و بعرف اطبا آرد بوداده بود سيسنبر بپارسى سهسنبل گويند و نمام نيز گويند و نمام الملك هم گويند طبيعت وى گرم و خشك بود در سئوم و آن حشيشى بود كه در ميان نعناع و بادرنبويه رويد و بوى تيز دارد و تخم وى نيز مسخن بود و هر دو محلل و ملطف باشد و ابن مؤلف گويد كه آن حشيشى بود كه ميان نعناع و پودنه بود از بهر آنكه پودنه جويى در كرزه دستنشان مىكنند سيسنبر مىشود و چون ديگربار نقل مىكنند در كرزه ديگر نعناع مىشود و فواق و مغص را نيكو بود و تخم وى چون با شراب بياشامند تقطير البول و سنگ كليه و مثانه را سودمند بود و بر گزندگى زنبور ضماد كردن نافع بود و چون با شراب بياشامند قى و غثيان بازدارد و باقى منفعت وى در باب نون گفته شود و بدل وى در تحليل و تلطيف بادروج بود سياب بلغت وادى قرى خلال است و گفته شد و گويند تلخ است سيسارون صاحب منهاج گويد و رازى نيز در حاوى چنين گفته كه سيسارون چوب شونيز بود و در او حرارتى و قبضى بود طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم و در وى تحليل بود و طبيخ وى معده را سود دهد و بول براند و صاحب جامع گويد كه از سخن ديسقوريدوس و جالينوس چنان معلوم مىشود كه سيسارون قلقاس است و همو گويد روشن نيست كه چيست و جاى بحث است سيسبان صاحب منهاج گويد حب الفقد بود و گفته شد سيبيا ماهى معروفى است در ناحيه بيت المقدس و خزفى كه در اندرون وى بود آن را لسان البحر خوانند و در بعضى ساحل مغرب بغناط خوانند چون بپزند و حوصلهء وى بخورند دشوار هضم شود و شكم براند و چون بسوزانند و سحق كنند و بر بهق و كلف و نمش طلا كنند زايل گرداند و دندان را جلا دهد و لعابى سياه كه از وى بيرون آيد موى بر داء الثعلب بروياند و مانند مداد سياه بود و اگر خواهند كتابت بدان توانند كرد سيف الغراب نوعى از سوسن است و آن را دلبوث خوانند و گفته شد