علي بن حسين انصارى شيرازى

212

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

صاحب تحفه مىنويسد : زهم اسم زباد است و گويند زباد اسم جانور و رهم اسم عطر اوست زَهرة الملح نباتى است كه در نيل مصر بر روى آب بود و در آبهاى ايستاده و نهرها نيز بود و در زمينهاى شور بود و بهترين آن زعفرانىرنگ بود بغايت منتن باشد و در طعم وى شورى و گزندگى باشد و محلل و ملطف بود و مصلح ريشهاى پليد بود و ريشهاى خورده بود و رطوبتى كه از گوش آيد چون باب و شراب بجوشانند و بياشامند شكم براند ليكن معده را بد بود و چون با سكنجبين بياشامند صرع را نافع بود و در حدت و تلذيع مانند نمك بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : آن چيزى است شبيه به شوره و شورطعم و زعفرانىرنگ و تند بود و كريه الرائحه شبيه بوى ماهى و لذاع قوى با اندك رطوبت گويند در حينى كه آب نيل طغيان كرده بر زمينهاى پست مىماند و آن آبها از تابش آفتاب خشك گردند و زهرة الملح حاصل شود و ماسرجويه گويد كه آن شوره است كه مانند غبار بر روى نمك معدنى مىباشد در تحفه حكيم مومن نيز همين مطالب آورده شده و احتمالا ماخذ صاحب مخزن الادويه همين تحفه بوده است زهرة النحاس آن چيزى است كه چون مس بگدازند و در گودى از زمين ريزند و آب بران ريزند تا به بندد و اجزاى مس جمع شود و آب آن چون جمع گردد كفى گردد مانند نمك و آن را زهرة النحاس خوانند بهترين وى سفيد بود و وى اكال و لذاع و قابض بود گوشت زياده بخورد و كرى كهن شده زايل كند چون سحق كنند و در گوش دمند و مسهل آب زرد بود و بواسير خشك كند و ورمها تحليل دهد و ريشهاى عفن باصلاح آورد و چون با شراب بياميزند بثور زايل كند چون با عسل بياميزند و بدان تحنك كنند ورم ملازه بگدازد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : زهرة النحاس چيزى است شبيه به كف و نمك‌دانه دانهء كه از پاشيدن آن بر روى مس گداخته و تفته بهم مىرسد زيتون آنچه رسيده بود در حرارت معتدل گويند گرم بود و آنچه نارسيده بود بغايت سرد و قابض بود و زيتون سبز بهترين آن بود كه تر بود طبيعت آن سرد و خشك بود و زيتون سياه غذا زيادتر دهد از انواع زيتون و طبيعت وى گرم و خشك بود و زودتر از سبز هضم شود و چون با استخوان بخور كنند جهت ربو و مرضهاى شش نافع بود ليكن خوردن وى بيخوابى آورد و صداع و خلطى سوداوى از وى تولد شود و اولى آن بود كه در ميانهء غذا خورند با سركه كه كسر بعضى شر وى مىكند و مقوى معده بود و اشتهاى طعام بياورد و مجامعت را زيادت كند و قوت كمر بدهد و زيتون كوهى گرم و خشك بود و آن را اعتم خوانند و زيتون الماء آنچه نارسيده بود سرد بود و قابض و آنچه رسيده بود معتدل بود در حرارت و اشتها بدهد و معده را نافع بود خاصه چون با سركه بود و چون سحق كرده ضماد كنند بر ريشهاى چركن پاك كند و سوختگى آتش را نافع بود و زيتون سبز طبيعت ببندد و معده را دباغت كند و قوت غذا بدهد خاصه نمكسود آن و اما دير هضم شود و غذا بد دهد چون در سركه نهند زود هضم شود و شكم بيشتر ببندد و اسحق گويد چون پنج درم از آب وى بياشامند نافع بود مره صفرا را و گويند مضر است به شش و اصلاح آن بعسل كنند و عصارهء وى چون زن به خود برگيرد سيلان رحم و خون بازدارد البته و مغز استخوان وى چون با پيه بياميزند و بر برص ناخن نهند زايل كند و نمك آبى كه زيتون در وى نهاده باشند چون مضمضه كنند بن دندان و دندانى كه متحرك باشد محكم كند و آنچه تازه بود و بلون ياقوت بود معده را نيكو بود و آنچه رسيده و سياه بود معده را بد بود و زود تباه شود و آنچه در نمك نهند لطيف‌تر از آن باشد كه در آب نهند و ابن مؤلف گويد هيچ درخت از زيتون درازعمرتر نيست و گويند درختهاى زيتون كه در فلسطين بود كشتهء يونانيان بود حال آنكه يونان پيش از روم بوده و اكنون هزار سال باشد و زياده عمر درختهاى آن فرانسه و انگليسى OLIVE لاتين OLEA EUROPEA