علي بن حسين انصارى شيرازى
208
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
زَفرف به زبان اندلسى عناب گويند و گفته شود زَلابيه به شيرازى زليبى خوانند و حلقهچى نيز گويند و آن سبكتر از لوزينج بود و قطايف و زودتر هضم شود و سرفهء تر را سودمند بود و رطوبت سينه و شش پاك كند و مولد سخونت بود و مصلح وى آن بود كه بعد از وى سكنجبين خورند يا انار ميخوش و مولد سدهء جگر بود كسى را كه مجارى جگر وى تنگ بود زُمُرد ارسطاطاليس گويد زبرجد و زمرد هر دو يك جنس بود و در معدن زر از مغرب خيزد و طبيعت وى سرد و خشك بود چون بياشامند به وزن هشت جو از گزندگى جانوران زهردار ايمن باشند و خلاص يابند از سمهاى كشنده و بايد پيش از آنكه زهر عمل كند بياشامند تا از مرگ خلاص يابند موى بريزاند و پوست رها نكند و ابن مولف گويد در كتاب احجار آوردهاند كه زمرد جوهرى است شريف نفيس حجرى معدنى بلون سبز شفاف با طراوت و معدن او در حدود مصر بود در شرقى بلاد صعيد در زمين سودان ميان رود نيل بود و زمرد انواع است بيرنگ و تمامرنگ و كمرنگ كمقيمت و بدترين اجناس زمرد را صابونى گويند و بتدريج و ترتيب بالا مىرود تا بتمامرنگ رسد كه آن را ذبابى خوانند و ريحانى گويند بعد از او سلقى و زنجارى و صيقلى و ظلمانى و اسى و اصم و كرانى و نيكوترين انواع زمرد ذبابى كه مثل جناح مكس سبز و بغايت صاف و آبدار مىباشد و آبش متموج رقصان و بلون در جمله اطراف شعاع مىزند و ريحانى آنست كه در طراوت و روشنى برنگ ريحان ماننده بود و سلقى آنكه برنگ به چغندر تازه مىماند و زنجارى بزنجار ماننده بود و صيقلى و آنكه مصقول بود و ظلمانى آنكه تيرهرنگ بود و صابونى آنكه از نرمى در دست بصابون ماند و آسى آنكه مورد رنگ بود و كراتى آنكه برنگ برگ كرات بود و اصم سفيدى تيره كه آن دون انواع زمرد بود و عزت و قيمت زمرد در هند بيشتر بود و ريحانى و ذبابى متاع بلاد فرنگ بود و زمرد بسوهان سوده شد و زود شكسته گردد و طاقت آتش ندارد و اگر از وى گردنبندى بسازند يا نگينى و بر خود نگاهدارند دفع صرع بكند چون پيش از آن زحمت نگاه دارند و چون بر كودكان خرد بياويزند خاصه در زمانى كه بزايند از صرع ايمن باشند و ابن ماسويه گويد نافع بود جهت خون رفتن و اسهال چون بياشامند يا بياويزند و مجهول گويد زبرجد چون حل كرده بياشامند جذام را نافع بود و در خواص آوردهاند كه چون افعى نظر بزمرد اندازد و آب از چشم وى روانه گردد و آنكه گفتهاند كور شود خلاف است و چون سحق كرده با ادويه جهت سعفه استعمال كنند بغايت نافع بود و ادمان نظر بدان كردن كندى چشم زايل كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بعضى از خواص كه براى زمرد برشمردهاند از قبيل آب از چشم افعى فروريزاند يا او را كور كند اصلى ندارد فرانسه EMERAUDE انگليسى EMERALA زَمُج مرغى است كه بدان شكار كنند به فارسى چرغ گويند و شريف گويد وى خوردن و مداومت بدان نمودن ضعف دل و خفقان را نافع بود و زهرء وى چون در كحلها كنند تاريكى چشم و شبكورى را زايل كند و سرگين وى چون بر كلف و نمش طلا كنند زايل كند صاحب مخزن الادويه رمج را بفتح زا و ضم ميم بتركى اوتلكو نامد زنجبيل بهترين آن چينى بود كه لون آن بزردى مايل بود اندكى طبيعت آن گرم بود در آخر سئوم و خشك است در دوم و ابن ماسويه گويد گرم است در آخر سئوم و تر بود در اول نافع بود جهت سدهء كه در جگر پيدا شود از سردى و ترى و مجامعت