علي بن حسين انصارى شيرازى
203
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بود و صاحب تقويم گويد مصلح وى سنبل الطيب بود و نبات و بدل آن رازى گويد در مداواى گزندگى جانوران و بادهاى غليظ يك وزن و نيم آن دانهء اترج و گويند بدل آن شيطرج و راسن بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : زرنباد بضم را در مكه معظمه مشهور به عرق الكافور و بهندى كچور نامند و آن بيخى است تندبو و يا عطريت ظاهران اخبر و باطن آن اندك مايل بزردى و طعم آن مايل بتلخى لاتين ZEDOARIA ZERUMBEX فرانسه ZEDOAIRE LONGUE انگليسى BROAD - LEAVED GINGER زريندرخت گويند درخت اترج است مولف گويد درختى است كه در ولايت كازرون بسيار باشد خاصه در شاپور و ورق وى مانند ورق زيتون بود و گل وى مانند گل آدينه زرين و در وقت انگور بشكفد و ورق وى چون سبز بود بكوبند و عصارهء آن بياشامند با ميتحتج عرق النسا و عسر البول و طمث را نافع بود و خون بسته از مثانه بيرون آورد و گزند جانوران را سود دهد و وى مضر بود بمثانه و مصلح آن حب الاس و بلوط بود و بدل وى به وزن وى قنطوريون باريك بود و به وزن آن تخم خيارزه و به وزن آن حب الاترج و گويند بدل آن زعفران است به وزن آن زَراوند مُدحرج زراوند مدور خوانند و معروف بود بشامى و وى ماده بود و بپارسى زراوند گرد خوانند و بهندى كجور خوانند و بهترين آن بود كه بلون زعفران بود و بغايت فربه باشد و طبيعت آن گرم بود در آخر دوم تا اول سيوم و خشك است در دوم و گويند گرم بود در دوم و خشك بود در سئوم و وى اقوى بود و الطف از طويل و نافع بود از جهت ربو و صرع و وسواس و فواق و نقرس چون دو درم از وى بياشامند نافع بود جهت گزندگى جانوران و ادويهء كشنده و جذب خار و شوك سهام بكند چون ضماد كنند از اعضا بيرون آورد بهق را سودمند بود و دندان را جلا دهد و دفع اخلاط بلغمى و مرارى بكند و قوت سمع بدهد و ريشهاى بد پاك كند و گوشت بروياند و چرك گوش پاك كند و درد سر و شقيقه كه از سردى بود سود دهد و يرقان را كه از صفرا و بلغم باشد و ورم و دهن عضله و درد پهلو را چون بياشامند نافع بود و دماغ و معده را از اخلاط بد پاك كند و درد سر و شقيقه كه از سردى بود سود دهد و يرقان صفرايى و بلغمى را چون با عسل بياشامند و درد وركين و عرق النسا و نقرس و فالج و دردهاى مزمن كهن شده را نافع بود و صاحب منهاج گويد مضر است بسر و مصلح وى عسل بود و صاحب تقويم گويد مجفف اعضا بود و مصلح وى روغن بنفشه و كدو بود و مقدار مستعمل از وى يك مثقال تا دو درم بود و بدل وى به وزن وى زرنباد و دو دانك آن بسباسه و نيم وزن آن قسط بود و اسحق بن عمران گويد بدل زراوند مدحرج يك وزن و نيم آن زراوند طويل بود و گويند بدل آن راسن است و گويند نيم وزن آن ريوند چينى است صاحب مخزن الادويه تحت عنوان زراوند مىنويسد : لغت فارسى است و به عجمى اندلس مسمقوره و معروف نزد ايشان به مسمقار مسمقران است و نزد اهل مغرب معروف به شجر رستم و بيونانى ارسطو لوخيا و معنى ارسطو الفاضل و معنى لوخيا نفسا است جهت آنكه براى عسر ولادت نافع است و دو قسم مىباشد نر و ماده قسم نر آن را طويل و مادهء آن را مدحرج نامند و از مطلق آن مراد زراوند طويل است و آن بيخى است لاتين زراوند مدحرج ARISTOLOCHIA ROTUNDA فرانسه ARISTOLOCHE RONDE انگليسى ROUND BIRTHWORT زراوند طويل شجرهء رستم خوانند و ارسطلوخيا و ارسطولوخيا نيز گويند و اهل اندلس مسمقار گويند و مسقمران نيز گويند و بيونانى ذكر خوانند و در قوليطس نيز و وى برى بود و بهترين آن بود كه همرنگ زراوند مدحرج بود و سطبر بود از انگشت نر سطبرتر و طبيعت آن گرم بود در سئوم و خشك بود در دوم گوشت بروياند و به جهت صرع و كزاز آشاميدن بغايت سودمند بود لون را صافى گرداند و سينه را پاك گرداند و احشا را نافع بود و ريشها را نافع بود و ريشهاى پرعفن باصلاح آورد و دندان را و بن دندان را پاك گرداند از رطوبتى كه در او بود و اگر به سركه بسرشند و طلا كنند سپرز را بغايت سودمند بود و اگر با سكنجبين بياشامند و يا ضماد كنند بر گزندگى عقرب و همه جانوران موذى و ادويه قتاله سودمند بود و چون با فلفل و مر بياشامند معا را پاك گرداند و نيز از فضول بسته كه در رحم بود و حيض براند و بچه بيرون آورد خواه مرده و خواه زنده اگر فرزجه از وى زن به خود برگيرد و كرم دراز و حب القرع بكشد اگر با روغن بر بدن طلا كنند شپش بكشد جهت تبها نافع بود و معده را سود دهد