علي بن حسين انصارى شيرازى

194

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

روث الحمار الاهلى سرگين خر خواه ناسوخته و خواه سوخته قطع سيلان خون بكند خاصه چون با سركه بياميزند و اگر سرگين تازه بيفشارند و آب آن در بينى كنند رعاف زايل كند و همچنين چون سركه بر وى افشانند و ببويند همين عمل كند و چون تر بود بيفشارند و آب آن بياشامند سنگ گرده بريزاند و سرگين اسب نيز همين عمل كند و سرگين خر كه در علف چريده بود چون خشك كنند و با شراب بياشامند گزندگى عقرب را نافع بود و مولف گويد اگر خشك‌كردهء وى بكوبند و بپزند و با گوگرد سحق كنند و در روغن كنجد خويسانند و به شب در جرب بمالند و بامداد مصل و عدس كوفته بحمام برند و پيش از آب ريختن بمالند و بنشينند تا به عرق فرود آيد بعد از آن آب باعضا ريزند بغايت نافع بود روث البرذون سرگين استر چون دود كنند در زير زن بچهء مرده و مشيمه بيندازد روباه عنب الثعلب بود و گفته شد رهشى به شيرازى ارده گويند طبيعت وى گرم و تر بود و غليظ مصلح وى عسل بود يا دوشاب و در صفت سمسم گفته شود رهج الفار حريفان گويند و آن سم الفار است و تراب الهالك نيز خوانند و آن شك است و در شين گفته شود ريهقان در لغت بعضى زعفران گويند و گفته شد ريناتج ريباس گويند و قوت وى مانند حماض اترج و غوره است و بهترين وى فارسى بود با شاخهاى دراز سطبر آبدار و طبيعت آن سرد و خشك است در دوم و سيم حرارت بنشاند و مستى بازدارد و خمار را نافع بود و طاعون و و با را و چون عصارهء آن در چشم كشند روشنايى بيفزايد و وى اسهال صفراوى و حصبه و جدرى را سودمند بود و بواسير هم و غثيان ساكن كند و قوت دل و دماغ و احشا بدهد و معده و جگر و آب وى با آرد جو بر جمره و نمله طلا كردن سود دهد و صاحب منهاج گويد مضر بود به سينه و قولنج آورد و مصلح وى اترج مربا بود و صاحب تقويم گويد مجفف اعصاب بود و مقطع باه و مصلح وى شراب عود يا انيسون بود و بدل وى خماض اترج است يا غوره صاحب مخزن الادويه مىنويسد : به فارسى ريواس و ريواج و جكرى نيز نامند لاتين RHEUM RIBES انگليسى RHUBARB - RHAPONTIC فرانسه RHUBARBE DES MOINES - RHUBARBE GROSEILLE ريه بپارسى شش گويند صاحب منهاج گويد گرم و تر بود و سهل الانهضام طبيعت ببندد و غذاى اندك دهد و ميل ببلغم داشته باشد و مضر بود باصحاب كد و بقراط گويد مجموع ششها سرد و تر بود و روفس گويد خشك بود و دشخوار هضم و اصلاح وى چنان كنند كه به سركه و كرويا بخويسانند و بعد از آن بريان كنند و بهترين ششها شش بره بود و گوسفند كوهى و شش بره چون بريان كنند بىنمك و رطوبتى كه از وى روانه بود بگيرند و بر ثاليل خشك كه بر اعضا رسته باشد طلا كنند و بدان ادمان