علي بن حسين انصارى شيرازى

19

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

نزديك است بقشر اما ورق و فقاح آن لطيف‌تر از قشر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اترج بضم همزه و ضم را به عربى متكه بضم ميم و سكون تا و جمع آن متك و ريحان الما نيز و بيونانى مارسيقا و بسريانى اطروغا و بلغت مصرى ريحان النعنع و به هندى بجوژه و به فارسى نوع صغير آن را ترنج و نوع كبير آن را بالنگ و بفرنگى ليمونيه ماله صغير آن را و كبير آن را مبدكه ماله نامند لاتين CITRUS LIMONIA ابست شحم اترج است بپارسى پوست ترنج خوانند و پيه بالنگ گويند بهترين وى گوشت بالنگ و به است كه آن را ماتو خوانند و گرمسيريان آن را مركب خوانند و طبيعت آن گرم و تر است در درجهء اول و همچنان خوردن دير هضم شود و معده را زيان دارد و قولنج آورد اولى آن بود كه مربا كنند با عسل به لاتين CITRUS LIMONIA OR CEDERATA ابن عرس بپارسى راسو خوانند اگر اندرون وى به گشنيز بيا كنند و خشك كنند سودمند بود جهت گزندگى جانوران زهردار و اگر نمك‌سود كنند و خشك كرده دو مثقال از آن دفع ضرر باد سموم كند و اگر دماغ وى با گوشت با سركه بخورند صرع را سود دارد و اگر گوشت وى ضماد كنند مفاصل را سود كند و اگر خشك كنند و با شراب بياشامند زهرها را نافع بود و اگر بسوزانند در ديگى مسين و خاكستر آن را با سركه بر نقرس طلا كنند سودمند بود و اگر خون وى بر خنازير بمالند سودمند بود و اگر چشم وى خشك كنند و به مصروع دهند نافع بود و بعضى گويند كه اگر كعب وى بيرون آورند زمانى كه زنده بود و بر زن بندند آبستن نشود و رازى گويد اگر در طعامى زهر باشد و ابن عرس بيند فرياد كند و موهاى وى راست بيايستد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ابن عرس به كسر عين بپارسى موش‌خرما و بهندى نول و بفرنگى تنكويس نامند بانگليسى WEASEL ابراهيميه آشى است مانند زيره باج اما عوض سركه آب‌غوره كنند سركه مصعد و قند زياده باشد و جمله آن با قدرى عود در كرباس بندند و در ديگ اندازند و قند و بادام بود و موافق معده و جگر باشد و مقوى دل بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ابراهيميه آشى است مركب مانند زيرباج كه حوائج آن ادويه حاره و قدرى عود باشد كه در كرباسى بندند و در ديگ اندازند و قند و بادام و گلاب حل كنند و در آن ريزند و بجاى سركه آب‌غوره داخل نمايند اترار انبربارى است و اثرار نيز خوانند و امبرباريس نيز گويند و آن زرنگ است و بپارسى زرشك گويند و زارج گويند گفته شود به لاتين BEBERIS VULGARIS - B . ASIATICA انگليسى BARBERRY بفرانسه EPINE - VINETTE اثمد كحل اصفهانيست بپارسى سرمه اصفهانى گويند و آن معدنى است و بهترينش آن بود كه شفاف بود و بىسنگ باشد آن را بروغن گاو چرب كنند و بسوزانند تا اندك نفطى سياه كه بر آن باشد بسوزد پس بسايند و به كار برند طبيعت آن سرد است در درجه اول و خشك است در درجه دويم و گويند سرد و خشك است در دويم منفعت آن آنست كه اگر در چشم كشند آب رفتن از چشم بازدارد و گوشت زياده بخورد و اگر با پيه بر سوختگى آتش طلا كنند نافع بود و اگر همچنان سوده بر جراحت تازه پراكنند سودمند بود بغايت اما چون نيك شود اثر سياهى بماند همچنان ريش قضيب و اعضائى كه مزاج آنان به خشكى گرايد و فويس گويد چون با اقليميا و عسل كف گرفته رقيق در چشم كشند صداع را زايل كند بايد كه در جانب مصدع كشند و