علي بن حسين انصارى شيرازى
15
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الالف ااطريلال نباتى است كه تخم وى مستعمل است و مانند تخم كرفس بود در بزرگى و لون و به شكل زيره بوده و بغايت تلخ بود و آنچه سبز بود و قدرى از آن بزرگتر بود اطريلال مصرى بود و به فارسى تخم خلال خليل خوانند و آنچه كبودرنگ بود مصرى بود وى را رجل الغراب و حرز الشيطاطين خوانند و گفته شود طبيعت آطريلال گرم و خشك بود در آخر درجهء دوم و در مداواى بهق و برص بغايت سودمند بود و بعضى تنها مستعمل كنند و بعضى يك درم از آن را با دانگى عاقرقرحا بسايند و بعسل سرشته فرو برند و يك ساعت يا دو ساعت در آفتاب نشينند چنان كه عرق كنند و گاه باشد كه جاىجاى آن آبله بزند و آب زردى از او روانه شود يا روز ديگر با مرخدا آبله بزند و باز آن موضع رنگ بدن بگيرد خاصه اين زحمت اگر در موضع گوشتمند باشد سودمند بود و زود و آسانتر زايل گردد و اين مجرب است و بكرات اين امتحان شده است اما به شرط آنكه اول تنقيه كرده باشند بعد از آن اين دارو را استعمال كنند و بايد كه در تابستان بود كه آفتاب در كمال گرمى باشد - بعضى گفتهاند كه يك جزو از او و از ورق سراب يك جزو مجموع را گرفته و پخته پنج روز هر روز سه درم با شراب انگورى بياشامند كه از برص شفا يابند خاصه كه هر روز در آفتاب بنشينند چنانچه عرق كنند و اگر او را بسايند و به عسل كف گرفته سرشته هر روز دو مثقال به آب گرم بياشامند تا هجده روز متوالى البته برص به كلى زايل شود و اگر از اين گرفته و در بينى زن دمند بچه بيندازد . صاحب تحفه ( محمد مؤمن الحسينى معاصر شاه سليمان صفوى ) آطريلال را لغتى بربرى به معناى رجل الطير دانسته است صاحب مخزن الادويه ( حكيم محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى در كتاب خود تأليف 1185 هق چاپ 1260 در هندوستان ) دربارهء ااطريلال مىنويسد : ااطريلال لغتى بربرى بمعنى رجل الطير و رجل الغراب است آن را به عربى حشيشه الارض يا حرز الشياطين و به هندى كاك چنكى يعنى پاى زاغ و مسى نيز و بتركى غازاباغى گويند و در كوهستان و لرستان پاى زاغان نامند . بانگليسى CROW - FOOT و بفرانسه AUGL اارغيس به زبان اهل مصر و شام عود ريح خوانند و آن قشر بيخ انبر بارى است و بپارسى پوست بيخ زرشك خوانند و طبع او گرم است بدرجهء اول و خشك است بدرجهء دوم منفعت وى آن است كه چون او را بجوشانند و بدان مضمضه كنند قلاع را زايل كند در هر دهن كه باشد و هر نوع قلاع كه باشد و بغايت مجرب است و اگر بجوشانند و در چشم چكانند رطوبت كه باشد خشك گرداند و سودمند بود جهت دردى كه مزمن شده باشد و اگر پيش از درد چشم استعمال كنند صحت چشم را نگاه دارد و اگر بطيخ آن احتقان كنند ريش روده را نافع بود و اگر با شراب يا سركه بجوشانند و بياشامند نافع بود جهت درد جگر و ورم آن را نرم كند و صاحب جامع گويد كه اطباى مصر در داروهاى چشم بدل ، ماميران كمّى اارغيس به كار مىدارند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اارغيس به مدّ الف و كسر غين به زبان اهل دمشق و مصر عود الريح و بپارسى پوست بيخ زرشك است - زرشك بانگليسى BARBERRY