علي بن حسين انصارى شيرازى

147

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

خصيه بهترين آن خايه خروس بود فربه و نيكو و بدى خصيه بحسب حيوان بود و طبيعت وى گرم و تر بود بعضى گويند سرد و خشك است و غذاى نيكو دهد خاصه خايهء خروس فربه و منى زيادت كند و وى دشوار هضم شود خاصه از حيوانى كه پير بود و مصلح وى انجدان و فوتنبح كوهى و نمك و سعتر بود خصى الثعلب بهترين وى شيرين فربه بود كه از وى بوى منى آيد و طبيعت وى گرم و تر بود در اول تشنج و تمدد و فالج را نافع بود و شهوت جماع برانگيزد و انعاظ تمام آورد و مقوى باه بود و قايم‌مقام سقنقور بود خاصه با شراب و مقدار شربتى از وى يك مثقال بود يا دو مثقال و صاحب منهاج و تقويم گويند ثمرى است و صاحب مفرده كه ابن بيطار است در جامع آورده كه بيخى است و در اينجا قول صاحب جامع معتبرست و ابن مولف گويد وى بيخى بود و نبات وى يك گز باشد و گل ارغوانىرنگ دارد و بغايت نازك نزديك به گل لبلاب و حال آنكه ابن بيطار تمام اين نقلها از مفرده غافقى كرده بلكه تمام كتاب غافقى نقل كرده و باسم خود باز كرده و پدر اين ضعيف باز حال اين نيفتاده است و بدل آن به وزن بوزيان است و به وزن آن تخم تربزه و گويند به وزن آن تخم جرجير و نيم وزن آن تخم انجره و گويند به وزن آن تخم اسپست و صاحب تقويم گويد فم معده را موافق نيست و مصلح آن عصارهء لسان الحمل و شكر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خصى الثعلب بضم خا و سكون صاد و ضم يا . . . يونانى ساطيون و ساطيورين و بعضى طرفلن يعنى سه برگ نامند زيرا كه گياه آن سه برگ دارد و آن بيخى است سفيد شفاف با طعم شيرين و يا لزوجت و اندك تندى و بوى آن شبيه ببوى منى و انواع دارد صاحب تحفه مىنويسد : به فارسى آن را ثعلب نامند لاتين ORCHIS MASCULA فرانسه SALEB انگليسى MALE ORCHIS شلمير در كتاب خود مىنويسد كه : در كوههاى بلند طالش و در كوه گيلويه و در كرمانشاه فراوان است خصى الكلب بيخى است مانند خصى الثعلب و آن دو نوع بود كوچك و بزرگ و مانند بلپوس بود به شكل و به زبان پارسى خسروشيرين نامند و آن زوجى بر فرق زوجى بود يكى فربه و يكى لاغر نوع بزرگ چون مرد بخورد و با زن جمع شود فرزند نرينه آورد و اگر نوع كوچك زن بخورد فرزند مادينه آورد و طبيعت وى گرم و تر بود در نوع بزرگ رطوبتى فضلى بود محلل ورمهاى بلغمى بود و ريشهاى پليد خورنده را نافع بود و قلاع و غله و ناصور را سود دهد و گويند چون تر بخورند باه را زياده گرداند و چون خشك بخورند قطع شهوت بكند و جالينوس گويد اگر نوع بزرگ بخورند باه را زيادت كند و اگر نوع كوچك بخورند منع آن كند بر خلاف يكديگر و وى مسنحن شش و سينه بود و مصلح آن صمغ عربى و خشخاش سياه بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خصى الكلب را بيونانى ارخص نامند و آن دو نوع است نوعى شاخهاى آن به قدر يك شبر و برگ آن منبسط بر روى زمين و يا قريب بدان و شبيه ببرگ زيتون و نرم‌تر و نازكتر و بلندتر از آن و گل آن بنفش و بيخ آن شبيه به بيخ بلبوس و بلندتر و باريكتر حكيم مومن در تحفه مىنويسد : بيونانى ارخس نامند و آن بيخ گياهى است مثل دو زيتون بهم چسبيده يكى ماده و بزرگتر و ممتلى و ديگرى نر و كوچكتر و غير ممتلى و سفيد لون و برگش شبيه ببرگ گندنا و ساقش بىبرگ و تا نيم زرع و گلش ريزه و باهم متصل شبيه به سرو و بنفش و شبيه به گل اصابع صغير و نقير در فيروزكوه هر دو را مشاهده كرده . . . خصى الهرمس حلبوب است و گفته شد و بيونانى ليورسطس خوانند خصى العجاجيل خايهء گوساله چون خشك كنند مقوى باه بود و نعوظ تمام آورد