علي بن حسين انصارى شيرازى

140

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

خروع بپارسى آن را بيدانجير گويند و بشيرازى كنتو و كرچك بهترين وى بحرى بود و طبيعت آن گرم و خشك بود و در دوم و گويند تر است و اسحق گويد گرم و خشك است در سيم و مسهل بلغم بود و قولنج بگشايد و فالج و لقوه را نافع بود و صاحب منهاج گويد شربتى از وى ده دانهء مقشر بود و صاحب تقويم گويد شربتى از آن پانزده دانه بود و اعصاب را نافع بود و هر صلابتى كه بود چون ضماد كنند يا بياشامند نرم گرداند و سى حب از وى سفيد كرده سحق كنند و بياشامند مسهل بلغم مره و رطوبت مايى بود و قى آورد و غثيان بازديد كند ورق وى چون بكوبند و با سويق خلط كنند و ضماد كنند بر ورمهاى بلغمى سود بخشد و ورمها كه در چشم بود را نافع بود خواه پخته و خواه خام و نقرس و درد مفاصل چون ضماد كنند بغايت نافع بود اما خوردن وى مضر بود به سينه و مصلح وى كثيرا بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خروع بكسر خا به فارسى بيد انجير و به شيرازى كنتو و بتركى كرچك و بهندى ارنيد نامند و آن دو نوع مىباشد سفيد و سرخ مايل به بنفشى و دومى قويتر از اول بود برگ آن شبيه ببرگ انجير و شرفها از آن بلندتر و ساق آن دو ذرع و بيشتر و بيخ آن مانند نى مجوف و ثمر آن خاردار و خوشه‌دار و مدور و تخم آن به مقدار دانهء قهوه و پوست آن منقط و مغز آن سفيد و پرروغن است لاتين RICINUS COMMUNIS يا PLAMA CHRISTI فرانسه RICIN انگليسى CASTEROIL PLANT خراطين زعار كرم را گويند و آن امعاء الارض است و حمر الارض نيز گويند و آن كرمى سرخ بود كه در زمين نمناك باشد در شيب گل و طبيعت آن گرم و خشك بود و خشكى وى در درجه سئم بود و چون بكوبند و بر جراحت اعصاب ضماد كنند و سه روز رها كنند بغايت سودمند بود و گويند در ساعت سود دهد با پيه مرغابى درد گوش را نافع بود و چون با شراب بياشامند بول براند و يرقان را سود دهد و سنگ گرده بريزاند اما مضر بود باعصاب دماغى و مصلح وى روغن بادام بود و در بزرگ كردن قضيب اثرى تمام دارد خاصه چون بشويند و خشك كنند و سحق كرده با روغن كنجد طلا كنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خراطين بفتح خا امعاء الارض و حمر الارض نيز و بهندى كيچوه بكسر كاف است لاتين LUMBRICUS VERRESTRIS فرانسه VER DE TERRE انگليسى DESS WORM خريع عصفر است و گفته شود صاحب جامع گويد نوعى از كنگر حرشف است و به زبان بربرى تابقيت خوانند خرنوب نبطى خروب گويند و خروب الشوك گويند و قضيم قريش نيز خوانند و به عربى ينبوب نامند و گفته شود خرنوب شامى بپارسى كودره خوانند و بشيرازى كبر كازرونى و آنچه خشك بود بهتر از تر بود و طبيعت وى سرد و خشك بود و خشكى وى در دوم بود و گويند گرم است در اول شكم ببندد و با وجود شيرينى معده را نگزد و ادرار بول كند خاصه چون با عقيد العنب پرورده باشند جالينوس گويد چون تر بود شكم نرم كند و معده را بد بود و هضم نشود و چون خشك بود شكم ببندد و بول براند ليكن دير هضم شود و چون نارسيده بود و ثاليل را بدان بمالند محكم البته زايل كند و مقدار مستعمل از وى پنج درم بود و روفس گويد غذاى بدن بدهد و طبيعت ببندد و ريش معده را نافع بود و ارساسيوس گويد اسهال بافراط را نافع بود و قوت بدن بدهد و امعاء را پاك كند از اخلاط بلغمى فاسد اما مجفف اعصاب بود و مصلح آن لعاب بهدانه و نبات بود و صاحب جامع گويد فانيذ دفع ضرر وى بكند و گويند مصلح وى ماء العسل بود و جلد و بدل خرنوب مازوى سوراخ بود به وزن آن و گويند طراشيث بود به وزن آن و گويند قرط بود به وزن آن