علي بن حسين انصارى شيرازى

127

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

حليمو بيخ حماض جبلى است و در حماض گفته شود حلوسيا كثيرا است حلاق الشعر نوره است حلحل و حلاحل بلبوس است و گفته شد حلبيب سورنجان هندى است و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم و گويند در سيم نقرس را نافع بود و درد مفاصل و درد زانوها و رانها مسهل بلغم و خلطهاى غليظ بود حب القرع و كرمها بكشد اما سپرز را غليظ كند و مصلح آن كاسنى و كثيرا بود حماما امامون و امومن گويند و بشيرازى ماهلو خوانند و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم و گويند در سيم و آن دو نوع است يك نوع مشهور است كه به شيرازى ماهلو خوانند و نوعى ديگر مانند پرسياوشان بود اما چوب وى زردى بود كه بسرخى مايل بود و برگ آن سبز بود و خرد و گل وى زرد بود و كوچك و نبات وى به مقدار يك وجب بود و بهترين آن زهىرنگ بود ارمنى خوشبوى منضج ورمهاى گرم بود و چون به پيشانى ضماد كنند درد سر زايل كند و چون با بادروج بر گزندگى عقرب ضماد كنند نافع بود ورم چشم كه از گرمى بود و ورم احشا چون با زيت ضماد كنند نافع بود و درد رحم چون فرزجه‌اى از وى به خود برگيرند و در طبيخ وى نشينند سود دهد و نقرس را نافع بود و كسى كه گرده و جگر وى معلول بود چون طبيخ آن بياشامند نافع بود و سده جگر بگشايد و بول براند و مقدار مستعمل از وى دو درم بود ليكن مصدع بود و منوم و مسكر و از جمله مسكرات قوى بود و صاحب تقويم گويد مصلح آن صندل و گلاب بود و اسحق گويد مضر بود بمعده و مصلح آن تخم كرفس بود و تيادق گويد بدل آن به وزن آن اسارون يا به وزن آن وج يا به وزن آن چوب قرنفل و گويند به وزن آن زيره سبز بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حماما بفتح حا لغت نبطى است و امامومن و امومن نيز گويند و گل آن را بيونانى لوفاين و بشيرازى ماهلو نامند و تخم آن بسيار لذاع و انواع دارد و صاحب تحفه نوشته بهترين آن مائى است حمر تمر هندى است و گفته شد حماض الاترج در صنعت اترج گفته شود حماض ترشك خوانند برى بود و بستانى و نهرى و نهرى را كسولاياتون خوانند و حماض الماء نيز گويند و گفته شود و برى را سلق