علي بن حسين انصارى شيرازى

125

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

حصا الاسفنج حجر الاسفنج است و گفته شد حصرم بپارسى غوره است و بلفظى ديگر كجب و كجم نيز خوانند و طبيعت وى سرد است در اول و خشك است در دويم و گويند سرد است در دويم و خشك است در سئوم و چنين گويند سرد است در اول و خشك است در سئوم جهت دفع صفرا بغايت نافع بود و حرارت بشكند و معده و جگر را نافع بود اما مولد رياح و مغص بود و شكم ببندد و مصلح وى گلنگبين بود و صاحب تقويم گويد مضر بود بآلات تناسل و منى و مصلح آن انيسون و عسل بود و بدل آن ريباس يا حماض اترج بود حض ورس است و گفته شد حضض بشيرازى هلل بود و آن انواع بود مكى و هندى و مشهدى بهترين آن جهت ورمها مكى بود و جهت موى هندى و نوعى هست در شيراز از ورق روباه تربك مىسازند و روستائيان شيراز آن را هلل شكك خوانند و آن مستعمل ايشان است و ابن مؤلف گويد كه حضض مكى از مغيلان مىسازند و حضض معتدل بود در گرمى و سردى و خشكى بود در دويم و گويند سرد است در اول و در هندى تحليل و قبض كمتر از مكى بود و صاحب مفرده گويد كه هندى اقوى بود در همه حالات و حضض هندى عصاره فيل زهرج است و مكى عصاره نباتى مكى بود و گويند مصنوع است نافع بود جهت مجموع نزفهاى دم چه از روده و چه خون از دهان آيد به غير قاعده و مجموع ورمهاى خبيثه و كلف و ريشهاى كهن و دهن و گوش و دبر نافع بود در چشم كشيدن روشنايى بيفزايد و شقاق مقعد و سجح را نافع بود ماليدن و خوردن و حقنه كردن اسهال كهن و ريش روده را سودمند بود و چون بدان غرغره كنند خناق زايل كند و چون زن به خود برگيرد قطع سيلان رطوبات از رحم بكند و نفث دم و سرفه چون بياشامند سودمند بود و حضض هندى در گزيدن سگ ديوانه طلا كردن و آشاميدن بغايت سودمند بود و يرقان سياه و درد سپرز ضماد كردن و خوردن نافع بود و بدل آن به وزن آن فيل زهرج بود يا فوفل و صندل متساوى صاحب تقويم گويد مضر سپرز غليظ بود و مصلح آن حماما بود و مصطلى و شربتى از وى نيم درم بود صاحب مخزن الادويه درباره حضض مىنويسد : بضم حا و ضاد اول دو نوع است مكى و هندى مكى را بيونانى لوفيون گويند و آنچه مشهور است عصاره برگ و تخم گياهى است خاردار قريب به سه ذرع و برگ آن شبيه به شمشاد و ثمر آن شبيه به فلفل سياه و املس و طعم آن تلخ حضض هندى را بهندى رسوت گويند صاحب دستور الاطبا نوشته بهترين آن آنست كه در نكركوت و نواحى لاهور از شيره هليله تازه سازند حكيم عبد الحميد در حاشيه تحفه مىنويسد عصاره دارهلد است حضاء بردى است و گفته شد حلبه فريقه خوانند و بپارسى شمليز گويند و طبيعت آن گرم بود در آخر اول و خشك بود در اول و گويند گرم بود در دويم و خشك بود در اول و از رطوبتى خالى نيست و گويند گرم و خشك بود در دوم منضج و ملين بود آرد وى ورمهاى بلغمى صلب اندرونى تحليل دهد و سينه و شش و شكم و حلق را نرم دارد و سرفه و ربو و عسر البول را سود دهد و باه را زيادت كند و باد بشكند و بلغم لزج از سينه بيرون آورد و بواسير را سود دهد و اگر پيش از طعام با مرى بخورند شكم براند و چون با عسل بياشامند شكم براند و خلطهاى بد كه در روده بود و چون پخته بود غذاى شش دهد و آواز صافى گرداند و چون سر بدان شويند حزاز زايل كند و لعاب وى با روغن گل شقايق سر را نافع بود سوختگى آتش را و آرد وى دملها نرم كند با ادويه جهت