علي بن حسين انصارى شيرازى

102

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بفتح جيم و سكون واو و زا و فتح جيم معرب كوز گندم فارسى است و گل گندم نيز باشد و نزد عرب مشهور به نعيج الحبشه و شحم الارض و نزد اهل رقه معروف به نجره الحمام و اندلس تربة العمل نامند جوز بويا جوز الطيب خوانند بهترين وى سرخ و فربه بود گرم و خشك است در سيم نمش را نافع بود و بوى دهان خوش كند و قوت جگر و معده بدهد خاصه فم معده و سبل را سود دهد و قوت باصره بدهد و شكم ببندد و عسر البول را نافع بود و منع قى بكند و درد سپرز كهنه شده را نافع بود و استسقا لحمى را سود دهد و مقدار مستعمل از وى تا دو درم بود و بدل وى يك وزن و نيم آن سنبل الطيب بود و گويند بدل آن به وزن آن بسباسه بود و اسحق گويد مضر بود به شش و مصلح وى عسل بود و صاحب تقويم گويد طبيعت به‌بندد و ممسك بود و مصلح وى عسل بود يا جلاب گرم صاحب مخزن الادويه مىنويسد : جوزبويا را بهندى جاى پهل گويند و در شكل شبيه به بلوط در غلافى مانند آن و از آن صلب‌تر است مغز آن را جوزبويا نامند درخت جوزبوا به قدر درخت گردكان و از آن كوچكتر است . . . صاحب تحفه مىگويد : جوزبويا ثمر درختى است هندى به قدر تخم‌مرغ و درخت آن به اندازه درخت انار و بهترين آن تازهء خوشبوى تند است كه خطوط سياه داشته باشد لاتين NUX MOSCHATA فرانسه NOIX DE MUSCADE انگليسى NUTMEG جوز الابهل ثمرة العرعر است و گفته شد جوز عبهر حبى است مدور مانند آمله و دانهء وى مانند دانه قرصيا باشد و برنگ سرخ باشد و در طبع وى اندك حلاوتى هست جوز البرى جوز الحنبله خوانند و آن مقدار گردكان اما درازتر بود اندكى و رنگ آن سرخ بود كه بسياهى زند و طعم آن بزنجبيل ماند تيزتر از آن و بوى خوش دارد و در اندرون او دانه‌ها باشد بسيار مانند دانهء انگور و رنگ او بسرخى و تيرگى زند و طبيعت او گرم و خشك است در درجه سيم جوز القى مانند خربق سفيد بود در قوت و طبيعت وى گرم و خشك است در دوم قى و بلغم و رطوبت آورد فالج و لقوه و مانند آن را نافع بود و بدل آن به وزن آن خردل بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بهندى مين‌پهل و بفرنگى نور مطليه نامند جوز ماثل جوز ماثم نيز گويند و جوز ماثا و جوز مهامل و جوز رب هم گويند و بهندى تتور خوانند و بشيرازى كوركنا گويند و آن دو نوع بود يكى به شكل جوز القى بود و يك نوع خارناك بود مانند سوهان خشن بود و لون پوست وى سياه بود و زردرنگ بود و دانهء وى از تخم بادنجان بزرگتر بود و از تخم تفاح كوچكتر و زردرنگ بود و اندرون جوز وى پرتخم بود و پوست وى رقيق بود و سر وى مانند سر بادنجان و طبيعت وى سرد است در چهارم و تر بود و سودمند بود جهت حرارت مفرط ملتهب چون قبراطى از وى بخورند دماغ را بد بود و سكر آورد و صاحب منهاج گويد دانگى از وى مضر بود بدل و يك درم از وى كشنده بود در روز و مغثى و مقسى و مسبت و مخدر بود و مداواى وى بقى كنند و به آبى كه نطرون در وى جوشيده بود با روغن و بعد از آن شير