محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
18
قانونچه في الطب ( فارسى )
- الدَّمُ ، و هو حارٌّ رَطبٌ . - و الصَّفراءُ ، و هي حارَّةٌ يابِسَةٌ . - و البَلغَمُ ، و هو بارِدٌ رَطبٌ . - و السَّوداءُ ، و هي بارِدَةٌ يابِسَةٌ . - دم ، كه گرم و تر است . - صفرا ، كه گرم و خشك است . - بلغم ، كه سرد و تر است . - و سودا ، كه سرد و خشك است . و كُلُّ واحِدٍ منها يَنقَسِمُ الى طَبِيعىٍّ و غَيرِ الطَّبيعىِّ . هر يك از اين اخلاط ، دو نوع طبيعى و ناطبيعى دارند : أمّا الدَّمُ الطَّبيعىُّ خلط دم طبيعى فهو أحمَرُ اللَّونِ لا نَتْنَ لَهُ حُلوٌ جِدّاً . دم طبيعى سرخرنگ و فاقد بوى بد است و شيرينترين خلطهاست . و أمّا غيرُ الطَّبيعىِّ خلط دم ناطبيعى فهو الّذى يُخالِفُهُ . ويژگيهاى دم ناطبيعي مخالف ويژگيهاى دم طبيعى است . و أمّا الصَّفراءُ الطَّبيعيَّةُ خلط صفراى طبيعى و هي رَغوَةُ الدَّمِ الطَّبيعىِّ ، و هو أحمَرُ ناصِعٌ خَفيفٌ حادُّ الطَّعمِ تَتَوَلَّدُ « 1 » في الكَبِدِ . صفراى طبيعى كه در كبد به وجود مىآيد ، در حكم سرجوش « 2 » دم طبيعى است . رنگش سرخِ روشن « 3 » ،
--> ( 1 ) . الف : و تتولد . ( 2 ) . سرجوش كف روي شيء در حال غليان را گويند . در شراب ، آنچه تهنشين مىشود دُرد ، آنچه بر رو قرار مىگيرد سرجوش ، و بخش مياني را صافي مىگويند . سعدي مىگويد : سعديا گر باده صافيات بايد بازگو / ساقيا مى ده كه ما درديكش ميخانهايم . در ترجمه ، رغوه را به سرجوش و رسوب را به درد ترجمه كردهايم . ( 3 ) . شارح موجز مىگويد : سرخ خالص كه مايل به زردى است چون رشته زعفران ، لذا برخى رنگ صفرا را زرد گفتهاند ، زيرا احمر ناصع زرد زعفرانى است . اما داوود انطاكى در تذكره ( رويه 10 ) مىگويد : صفرا هنگام جدا شدن از بدن سرخ خالص است و مدت زمانى پس از آن زرد مىگردد . ( ترجمه قانون ، رويه 340 ، پانويس 1 ) .