محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

349

قانونچه في الطب ( فارسى )

ظرف كرده در سايه مىگذارند تا متعفن شود و خشك كرده نگاه دارند ( قرابادين كبير ، ج 2 ، ص 592 ) . [ ساخت مرى به شيوه ديگر : ] بگيرند نان آرد جو را و خمير كرده در آفتاب بگذارند و ده روز ديگر به دوشاب ، خمير آن را تازه كنند و بعد از آن ادويه حاره [ را ] كوفته ، بيخته بر آن ريزند و ده روز ديگر در آفتاب بگذارند . و چون خواهند كه آبكامه رقيق باشد بگيرند از اين خمير ، مقدار يك من و سه من ، سركه انگورى كهنه ؛ بر سر آن ريزند و ادويه حاره نيم‌كوفته در كيسه كرده در آن اندازند و چهل روز در آفتاب گذارند پس صافى كرده استعمال نمايند . ( قرابادين كبير ، ج 2 ، ص 592 ) مسهل صفراء صنعت آن : اجاص ، افسنتين ، بنفشه ، ترنجبين ، تمر هندى ، خيارشنبر ، سقمونيا ، شاهتره ، شبرم ، شيرخشت ، صبر ، ورد لبلاب ، مازريون ، هليله زرد . مطبوخ افتيمون [ خواص ] : مسهل سوداى محترق از صفرا و بلغم و نافع است از براى امراض سوداويه خصوص ماليخوليا و وسواس سوداوى . صنعت آن : گاو زبان ، سر بنفشه ، گل نيلوفر ، شاهتره ، بادرنجبويه ، اسطوخودوس ، پرسياوشان ، از هر يك ، سه درم ؛ بسفايج فستقى ، اصل السوس ، پوست بيخ رازيانه ، از هريك ، دو درم ؛ ورق گل سرخ ، چهار درم ؛ سنامكى ، هفت درم ؛ پوست هليله كابلى ، پوست هليله زرد ، هليله سياه هندى ، از هريك ، پنج درم ؛ موير طائفى منقى از حب ، سپستان ، از هريك ، سى دانه ؛ مجموع را در سى رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد ؛ پس بگيرند افتيمون ، پنج درم و در كيسه كتانى كرده ، سر آن را ببندند و در مطبوخ انداخته بعد از لمحه‌اى مطبوخ را فرود آورده ، كيسه افتيمون را دايم بمالند تا تمام قوتش به مطبوخ آيد و شيره‌اش برآيد . پس كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را گرم كرده بر روى فلوس خيارشنبر و ترنجبين و گلقند آفتابى ، از هريك ، پانزده درم ؛ صافى نموده بمالند و بپالايند و دو درم روغن بادام شيرين داخل كرده ، نيم گرم بنوشند . ( قرابادين كبير ، ج 1 ، ص 257 ) مطبوخ فواكه حميات حارّه را دفع كند . اجزاء [ آن ] يازده است . صنعت آن سناء مكى ( هفت درم ) ، بنفشه ، نيلوفر ، عنب الثعلب ( مكد سه درم ) ، عنّاب ، سپستان و آلوى بخارا ( مكد بيست دانه ) ، گل سرخ ( چهار درم و نيم ) ، در ( سه رطل ) ، آب بجوشانند تا به نيمه آيد فرو گيرند و بمالند و صاف كنند پس تمر هندى و شيرخشت ( مكد ده درم ) ، ترنجبين ( بيست درم ) ، در آن ماليده و حلّ نموده مكرّر صاف كنند .