محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

320

قانونچه في الطب ( فارسى )

17 . اطريفل صغير 18 . اطريفل صغير گشنيزى 19 . اطريفل صغير مقلى 20 . اطريفل عرق مدنى 21 . اطريفل غاريقون 22 . اطريفل غددى علائى 23 . اطريفل غددى 24 . اطريفل فارسى 25 . اطريفل فرفيونى 26 . اطريفل قنبيلى 27 . اطريفل كبير 28 . اطريفل گشنيزى 29 . اطريفل ماهان 30 . اطريفل متوسط 31 . اطريفل مختصر 32 . اطريفل مسهل 33 . اطريفل مقلى 34 . اطريفل مقل صغير 35 . اطريفل مقل كهربائى 36 . اطريفل مقل ملين 37 . اطريفل مقل ملين افتيمونى 38 . اطريفل ملين 39 . اطريفل معلوم . ( قرابادين كبير ، ج 1 ، ص 478 - 493 ) امروسيا به لغت يونانى به معنى " حابس المواد " است ، از تأليف بقراط . [ خواص آن ] : جهت درد معده كه از ماده بارد باشد و هضم طعام نكند ، و جهت تحليل رياح و درد جگر و سپرز و ضعف بدن مفيد است . صنعت آن : تخم جزر برى ، زيره كرمانى ، عيدان البلسان ، سليخه ، قردمانا ، فقاح اذخر ، تخم كرفس ، ( از هريك يك درم ) ؛ دار فلفل ، قسط تلخ ، فلفل ابيض ( از هريك نيم مثقال ) ؛ مرّ صاف ( سه درم ) ؛ حبّ الغار ( ده عدد ) ؛ وج ، زعفران ( از هريك دو درم ) با عسل كف گرفته بسرشند . قدر شربت : به قدر بندقه با آب گرم و ماء الاصول . ( رك : تحفه حكيم مؤمن ، ص 305 ) ايارج / ايارجات ايارج معرب اياره است و اياره به لغت يونانى به معنى " دواى الهى " است ؛ يعنى دوايى كه تاثير آن از عالم امر است ، از غير آنكه منسوب باشد به قوتهاى محسوسه آن . و وجه تسميه مسهلات به ايارج آن است كه تاثير آنها به خاصيتى است كه حق سبحانه - جلّ شانه و عظم برهانه - به امر و قدرت در آن ادويه وديعت نهاده و نيست آن فعل منسوب به قوتهاى طبيعيه محسوسه آن . شيخ الرئيس گفته كه ايارج اسم مسهل مصلح است ، و اين تاويل انسب است از تفسير آن به دواى الهى يا دواى شريف . و وجه آنكه مسهل را دواى الهى ناميده‌اند آن است كه عمل مسهلات از عالم امر است نه از قوتهاى جسمانى . و بعضى گفته‌اند كه اول مسهلى از مسهلات معروفه به ايارج روفس است و قدماى اطبا اسم مسهل را بر آن استعمال مىكرده‌اند و بس . پس نام نهاده شد بر آن و بر غير آن از مسهلات كه اصلاح كرده شود با ايارج . و وجه آن كه قدماى اطبا اختيار كرده‌اند استعمال ايارجات را - يعنى مسهلات اصلاح كرده شده را - آن است كه اطباى قديم حذر مىكرده‌اند از استعمال مسهلات صرفه ( مانند خربق و شحم حنظل و صبر و غير آنها ) از خوف ضرر و غائله آنها ، و چون به ضرورتى اراده استعمال آنها مىكرده‌اند مخلوط مىگردانيده‌اند آنها را به بدرقه‌ها و مصلحات و فادزهرات . و تا حاصل مىگرديده ، ايشان را جرأت بر استعمال آنها نبوده . و اطباى متاخرين از ايشان به اعتبار آنكه بدنها و طبائع به استعمال مسهلات انسى به هم رسانيده بودند و از استعمال آنها چندان متضرر نمىگرديدند ، جرأت به هم مىرسانيدند به استعمال