محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )

فهرست و پيشگفتار 31

قانونچه في الطب ( فارسى )

چند توضيح ضرورى ديگر 1 . اصطلاحات خاص و پركاربردى كه در صورت ترجمه معنا و كاربرد خود را از دست مىدادند ترجمه نشدند . براى مثال ، خلط سودا را نمىتوان " خلط سياه " معنا كرد يا " آخشيج سياه " گفت . در عوض ، آنجا كه برخى اصطلاحات طبى دور از ذهن بوده و معادل‌يابى براى آنها راحت‌تر بود ، اين كار صورت گرفت . مانند معادلهايى كه براى دوره‌هاى مختلف بيمارى يا عوامل بيمارىزا آورده شده است . 3 . اهل فن مىدانند كه نامگذارىها گاه به صورت « تسمية الشىء باسم كله » است و گاه « باسم جزئه » است . براى مثال ، چهارپا خواندن برخى حيوانات تسميه به اسم جزء آنان است . اصطلاحات طبى نيز از اين قاعده مستثنى نبوده‌اند . براى نمونه ، در نامگذارى انواع خلط بلغم به « بلغم حامض » مىرسيم كه اگر آن را به « بلغم ترش » ترجمه كنيم ، موهم اين خواهد بود كه اين بلغم به واقع ترش است . در حالى كه ترشى يكى از صفات اين نوع بلغم است . از اين رو ، اين دسته از اصطلاحات ترجمه نشده‌اند . 4 . وجود لفظ مشترك در يك علم از مشكلات آن است . براى مثال ، در طب ، واژه " حرارت " هم در " حرارت غريزى " وجود دارد ، هم در " حرارت مزاجى " ، هم در " حرارت خلطى " ، هم در " حرارت هوا و آب و آتش و . . . " ، و هم در " حرارت ادويه " و . . . . مسئله اين است كه در همه موارد ، نمىتوان اين حرارتها را به گرما يا گرمى ترجمه كرد . از اين رو ، در بيان اخلاط حرارت را به گرمى ترجمه كرده‌ايم ، آما در حرارت غريزى و مزاجى از اين كار پرهيز كرده‌ايم . مثال ديگر ، واژه « دم » است كه در طب به دو معناست : خلط دم ، و خون . بايد توجه داشت كه در ترجمه ، هر جا مراد نويسنده خلط دم بوده ، آن را به همان شكل حفظ كرده و آن را به " خون " ترجمه نكرده‌ايم . به هر روى ، سخن درباره ويرايش ترجمه حاضر فراوان است و مجال اندك . تذكر اين نكات تنها از آن رو لازم بود تا اين ترجمه نوعي ترجمه آزاد قلمداد