محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
162
قانونچه في الطب ( فارسى )
- فَيَنقُصُ من البَدَنِ ( كَالدَّواءِ الحادِّ ) - أو يَزِيدُ فيه ( كَالمُنبِتِ لِلَّحمِ « 1 » ) - أو يَمنَعُ ما يَخرُجُ - أو يُغَيِّرُ المِزاجَ . مىكاهند ( مانند داروهاى حاد ) ، يا بر آن مىافزايند ( مانند داروهاى روياننده گوشت ) ، يا مانع خروج چيزى از بدن مىشوند ، و يا مزاج را دگرگون مىكنند . و ذلك بِالتَّقطيرِ ، و التَّنطيلِ ، و الطِّلاءِ ، « 2 » و التَّكميدِ ، و ما أشبَهَ ذلك . شيوههاى استفاده از داروهاى غير خوردنى به صورت قطور ، نطول ، طِلا ، كماد ، و مانند آنهاست . « 3 »
--> ( 1 ) . ب : ( اللحم ) ساقطة . ( 2 ) . ب : ( و الطلاء ) ساقطة . ( 3 ) . داروهاى غير خوردنى را مىتوان اين چنين تقسيم كرد : - بوى يدنى ( مثل شموم : داروهاى بوييدنى را گويند . و عطوس : ادويه عطسهآور . و لخلخه : داروى رقيق و خوشبو كه در شيشه افكنند و استشمام نمايند ) . - پاشى دنى ( مثل ذرور : داروى خشك سائيده كه در چشم يا جراحت پاشند ) . - چكاندنى ( مثل قطور : دارويى مايع كه در گوش و چشم و بيني و مانند آن مىچكانند . و سعوط : داروى مايعى كه در بيني چكانند ) . - برداشتنى ( مثل حمول و فرزجه ) . - دمى دنى ( مثل نفوخ : دارويى نرمسائيده كه در بيني يا بر كام دمند ) . - رساندنى ( مثل بخور : رساندن دود برخاسته از داروهايى كه در آتشدان بسوزانند به حلق و گوش و رحم و . . . . و وجور : داروى مايعى كه در حلق ريزند . و نيز حقنه و انكباب ) . - رى ختنى ( مثل نطول و سكوب : داروهاى مايعي كه به نحوي خاص بر بدن ريزند ) . - كشى دنى ( مثل كحل : دارويى نرمساييده كه با ميل در چشم كشند . و برود : دارويى سرد كه در چشم كشند . و شافه چشم : ادويه كوفته و به هم آميخته كه شياف سازند و به آب سائيده در چشم كشند ) . - گذاردنى ( مثل ضماد : دارويى غير سيال كه بر عضو گذارند . و طلا : دارويى رطب و سيال كه بر عضو گذارند . و كماد : دارويى گرم كه بر عضو گذارند ) ، - مالى دنى ( مثل تدهين : ماليدن روغن بر تن . و تمريخ : ماليدن چيزي تر و غير روغنى بر تن . و سنون : دارويى ساييده كه بر دندان مالند ) . - نشستنى ( مثل آبزن : تشت يا حوضى حاوى دارو كه در آن نشينند ) . - نهادنى ( مثل شافه : دارويى مفرد يا مركب كه شياف سازند و در دبر يا قبل كنند . و نيز فتيله ) .