ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

72

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

كرده‌اند ، اگر ظرف غذا برابرش آوردند او را مىگيرد و اگر از او گذشتند نبايد منتظر آن باشد و دنبال آن برود . پس در موارد خانواده و اولاد و مال هم بايد چنين بود . بيكى از شاگردان خود گفت : اگر ميل دارى كه شهوتت از دست نرود بقدرى كه امكانش براى تو حاصل است دنبال آن برو « 1 » . از وى دربارهء مسائل قبيحى سئوال شد . جوابى نداد . گفتند چرا جواب نمىدهى ؟ گفت : جواب آن سكوت است . « او گفت : دنيا باقى نمىماند ، پس تا مىتوانيد كار نيك انجام دهيد و اگر نتوانستيد ، حمد نمائيد و بهترين ذكر را شيوهء خود سازيد ؛ « او گفت اگر عمل نبود ، كسى دنبال علم نمىرفت و اگر علم نبود ، كسى دنبال عمل نمىرفت و من اگر به علت نشناختن حق آن را ترك كنم بهتر از آنست كه به حق اعتنائى ننمايم ، « او گفت : نبايد وجود تو موجب ناراحتى دوستت شود . اگر ناراحتى مزبور دوام پيدا كند ، از محبتها و مراقبتهاى بسيار تو نيز ناراحت‌تر خواهد شد ، يعنى وجودت نبايد بر دوستت سنگينى داشته باشد ؛ « او هميشه مىگفت : علم روح است ، و عمل بمنزلهء بدن است . علم اصل و عمل فرع . علم بمنزلهء پدر است و عمل مولود . چون علم هست عمل هم هست ، نه آنكه علم جاى عمل را بگيرد . عمل خادم علم است . علم مقصود و غايت است علم بمنزلهء رائد و عمل فرستاده است ؛ و گفته است : اگر به مريض بعضى چيزهائى را كه بان اشتها دارد بدهند بهتر از آنست كه همه چيز به او بدهند كه اشتهاى آنها را ندارد . من مىگويم : ابقراط نخستين كسى است كه طب را نوشت ، و آن را علنى و ظاهر ساخت ، چنان كه قبلا هم گفته‌ايم .

--> ( 1 ) - مقصود از شهوت معناى لغوى آن مىباشد نه معنائى كه در عرف مصطلح است .