ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

69

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

« او گفت : قلب از خون جامد تشكيل و تكوين شده و غم حرارت غريزى شير را تهييج مىكند و موجب آب شدن خون جامد مىگردد ، لذا غم ترس از عوارض بدى است كه مهيج حرارت بدن بوده و مزاج را گرم مىكند اكراه دارد ، زيرا خون بسته را باز و رقيق مىنمايد . در نتيجه تركيب بدن شكسته مىشود ؛ « ايضا گفته است : كسى كه با پادشاه مصاحب است ، از قدرت او نگرانى ندارد ، همان گونه كه غواص از شورى آب دريا ؛ « ايضا گفته است : همه‌كس زندگى را دوست دارد ، بايد نفس خود را بكشد . « او گفت : علم بسيار است و عمر كوتاه پس از علم بقدرى دريافت كن ، كه كمش تو را به زياد برساند ؛ « او گفت : محبت و دوستى بين دو عاقل بسبب آنكه در عقل همطراز هستند ايجاد مىشود ، ولى بين دو احمق به همان علت بوجود نمىآيد ، زيرا عقل بر پايه‌ى منظمى سير مىكند ، در اين صورت ممكن است دو نفر از يك ترتيب پيروى نمايند ، ولى حماقت ترتيب و نظمى ندارد ، ممكن نيست بين دو نفر احمق اتفاق باشد . ابقراط در مورد عشق گفته است : « عشق آزى است كه در قلب بوجود مىآيد و موادى از حرص در آن جمع مىشود ، هرچه قوىتر شود هيجان و لجاجت و اضطراب و نگرانى و بىخوابى عاشق زيادتر مىگردد . در اين حال است كه خون مىسوزد و بسوداء تبديل مىشود ، هم‌چنين صفراى بدن التهاب پيدا كرده بسودا تبديل خواهد شد . چون سودا طغيان كرد فكر انسان فاسد خواهد شد . در آن حال است كه انسان مبتلى به فدامه « 1 » مىشود و عقلش كم شده بامورى كه شدنى نيست اميدوار مىگردد و آرزوى چيزى را دارد كه شدنى نيست و كم‌كم اين حالت شخص را به جنون مىكشاند . در اين موقع است كه احيانا عاشق خودكشى خواهد كرد و ممكن است از غصه بميرد و اتفاق مىافتد كه اگر بمعشوق خود برسد از خوشحالى يا

--> ( 1 ) - فدامه ، عدم قدرت بر افكار و دليل و درماندگى در سخن .