ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

66

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

اينك از بيانات و نوادر حكيمانه او كه در طب منحصر بفرد است قسمت‌هائى نقل مىشود . ابقراط گفت : « طب قياس و تجربه است ، اگر بشر بر يك طبع خلق شده بود هيچ‌كس بيمار نمىشد ، زيرا چيزى بر ضد آن نبود تا شخص را بيمار كند ؛ « او گفت : عادت اگر پيشرفت كرد و تكرار شد ، طبيعت ثانوى مىگردد . فال بد و خوب يك حس نفسانى است ؛ « و گفته است : حاذق‌ترين فرد به احكام نجومى شناساترين فرد بطبايع نجوم كسانى هستند كه بتوانند به خوبى تشبيه نمايند ؛ « ايضا گفته است : انسان ما دام كه در محيط محسوس است ، ناچار بايد سهم خود را از محسوسات بگيرد ، چه كم باشد چه زياد ؛ « او گفت : هر بيمارى كه سببش معلوم باشد ، وسائل شفاى آن هم موجود است . « او گفت : مردم در حال صحت غذاى درندگان را مىخورند و مريض مىشوند ، آنها را به غذاى پرندگان غذا داديم سلامت گرديدند ؛ « او گفت : مىخوريم تا زنده باشيم ، نه آنكه زنده‌ايم كه بخوريم ؛ « او گفت : نخور تا گرسنه شوى ؛ « او گفت : هر بيمارى را بايد با گياهان وطنش معالجه كرد ، زيرا طبيعت به عادت خود توجه مىكند ؛ « او گفت شراب دوست بدن و سيب دوست نفس انسانى است . به او گفتند : چرا پس از رسانيدن دارو ، بدن انسان حالت هيجان پيدا مىكند . در جواب گفت : غبار بيشتر در وقت جارو كردن خانه بلند مىگردد . « او گفت : موقعى دارو بخور كه به آن احتياج دارى . اگر بدون احتياج بخورى و دردى نباشد كه دارو در آن اثر كند ، در سلامت تو موثر شده و تو را بيمار خواهد كرد ؛