ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
62
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
كلمهء بيمارستان كه فارسى است ، همان معنى را دارد ، چرا كه بيمار در فارسى و مريض عربى و ستان بمعنى محل است . ابقراط در تمام مدت طول عمر خود فكرى جز مطالعه در صنعت طب و تنظيم قوانين آن و معالجهء بيماران نداشت . هميشه به قصد ايجاد راحتى بيماران و آنكه هرچه زودتر آنها را از بيمارستان دور كند بود . در كتاب خود كه موصوف به « ابيننديميا » است حكايات بسيارى از بيمارانى كه آنها را معالجه كرده نقل نموده است . معناى ابيننديميا بيمارىهائى است كه از محل ديگرى آيد اپيدمى ) . ابقراط به هيچ وجه ميل نداشت ، در خدمت پادشاهى به منظور جلب منفعت باشد و هيچوقت در فكر جمع كردن مال اضافه بر احتياج خود نبود . در اين مورد جالينوس گفته است : ابقراط دعوت يكى از پادشاهان بزرگ فارس را كه يونانيان او را ( ارطخششت ) « 2 » مىناميدند ، يعنى اردشير جد دارا پسر دارا را نپذيرفت . در زمان اين پادشاه وبائى « 1 » بايران آمده بود . اردشير به حاكم شهر فاوان نوشت ، كه ابقراط را با يكصد قنطار طلا و با تجليل فراوان و اكرام بسيار بايران دعوت كن . اين طلاها بمنزلهء پيش پرداخت است ، و تعهد كن معادل آن املاكى به او داده شود . در همين حال نامهاى به پادشاه يونان نوشت و از او در اعزام ابقراط كومك خواست و در مقابل هفت سال متاركه جنگ بين ايران و روم را تضمين نمود ، به شرط آنكه ابقراط را بفرستيد . با اين حال ابقراط حاضر نشد ، از يونان بايران سفر كند . چون پادشاه يونان به او اصرار كرد ، ابقراط در جوابش گفت : عزت نفس را با پول عوض نمىكنم « 3 » .
--> ( 1 ) - مقصود طاعونى است كه در ايران آمده بود . ( 2 ) - پادشاه ايران كه از سال 425 تا سال 465 ق . م . سلطنت كرد . ( 3 ) - صحت و سقم اين حكايت مسجل و معلوم نيست و با وصفى كه در تاريخ از بقراط شده كمى بعيد به نظر مىرسد ، اما بدين نكته در بعضى تواريخ آمده است ؟ ! .