ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
60
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
هر چيز همان طبع موافق با اين علم است . بايد از تعلم اين علم خسته نشود ، تا مطابق آن در ذهن و در فكرش جايگير گردد و ثمرات نيكوئى ببخشد ، همان گونه كه ثمرات دانههاى پاشيده در زمين مىبينيم . « طب بمانند خاك است و فائدهء تعليم مثل زراعتى است كه از زمين مىرويد و تربيت در تعليم بمانند دانههائى است كه بر روى زمين مستعد پاشيده مىشود . « پس از آنكه در صنعت طب پيشرفت كردند ، بايد بشهرى بروند و طبيب عملى و كارى باشند ، نه طبيب اسمى . علم طب گنج و ذخيره است بسيار فاخر براى كسى كه اين علم را ياد گيرد . عالم بطب مملو از سرور و خشنودى است ، چه خشنودى علنى و چه باطنى و جهل بدان براى كسى كه آن شغل را حرفه خود ساخته ، ولى عالم به آن نيست ، يك صنعت بد و ذخيره بسيار پستى مىباشد و هيچ نوع سرور و خوشى ندارد . چنين كسى دائم در جزع و در حال تهور است . جزع دليل ضعف و تهور دليل بر بىاطلاعى و كمخبرهگى در صنعت مىباشد » . وصيت بقراط - نسخهء وصيت ابقراط كه معروف به آيين طبابت است به شرح ذيل مىباشد : ابقراط گفت : « شايسته است كسى كه در مقام آموختن طب است طبعا آزاد و از حيث طبع و فطرت مرد نيكى باشد . كم سن بوده و قامت معتدل داشته و اعضاى او متناسب باشد . خوشفهم و خوشصحبت و در موقع مشورت صاحب آراء صحيح باشد . عفيف و شجاع بوده و نقرهدوست نباشد . در حال خشم بتواند از خود جلوگيرى نمايد ، نه آنكه بالمره خشم نگيرد . ديرفهم و كندذهن نباشد . طبيب بايد با رنجور و بيمار همگامى نموده ، با او با مهربانى رفتار نمايد . اسرار بيمار را حفظ كند ، زيرا بسيارى از بيماران ما را بر اسرار خود آگاه مىسازند و ميل ندارند ، ديگرى از آن مطلع شود .