ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

56

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

صنعت طب را از پدر ياد گرفت و نزد جدش ابقراط هم تعليم گرفته بود و آن دو اصول صنعت طب را به او آموخته بودند . مدت عمر وى نود و پنج سال كه شانزده سال طفل و متعلم و هفتاد و نه سال عالم و معلم بود . از تاريخ وفات اسقلبيوس دوم تا ظهور ابقراط دو سال بود . چون ابقراط ديد صنعت طب ممكن است از بين برود و از محلهائى كه اسقلبيوس اول طب را در انجاها رواج داد ، كم‌كم از بين رفته است ، لذا تصميم گرفت آن را تعميم دهد . محلهائى كه صنعت طب در آنجاها تعليم داده مىشد ، بنا بر نوشتهء جالينوس در تفسير خود در كتاب « الايمان بقراط » سه محل بود : اول در شهر رودس ( جزيره ) ، دوم در شهر كنيد ( قنيدس ) ، سوم شهر كوس ( جزيرهء كوس ياقو ) . دستگاه تعليم كه در شهر رودس بود بسرعت از بين رفت ، زيرا صاحبان آن وارثى نداشتند . و آنكه در شهر قنيدس بود ، خاموش شد ، زيرا آنهائى كه وارث علم طب مىشدند عده قليلى بودند . ولى محلى كه در شهر قو ( كوس ) تدريس طب مىكردند يعنى محلى كه ابقراط در آنجا سكونت داشت ، باقى بود ، ولى بقاياى كمى در آنجا بودند ، زيرا وارثان آن كم بودند . چون ابقراط وضع صنعت طب را مورد مطالعه قرار داد و ديد نزديك است اين علم از بين برود ، زيرا فرزندان وارث طب از آن اسقلبيوس نزديك بانقراض هستند ، تصميم گرفت طب را در روى زمين پراكنده سازد و بساير مردم تعليم دهد و هركس استعداد و تعليم طب را دارد به او بياموزد ، تا آنكه صنعت طب از بين نرود . او گفت : خيرخواهى بايد شامل همه مردمى گردد كه مستحق خير هستند ، چه خويش باشد چه بيگانه . بيگانگان را دعوت كرد و صنعت طب را به آنها تعليم داد . عهدنامه‌اى نوشت و از آنها تعهد گرفت چه كارهائى نكنند و چگونه باشند و آنها را بقسم‌هائى كه در آن عهدنامه بود قسم داد كه تخلف از تعهدات خود ننمايند و از آنها تعهد گرفت كه به كسى طب را تعليم ندهند مگر بعد از آنكه آن تعهد را از او گرفته و آن قسم را ياد كرده باشد .