ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

41

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

و از اين جهت شبيه بمبدء خير خداى متعال است . جالينوس گفته است : و اما سيماى او سيماى مرد ريش‌دارى كه موى سرش بر سر جمع شده پرپشت و داراى گيسوان است . سبب آنكه او را مردى ريش‌دار نشان داده اند و صورت پدرش را امرد و بيمو كشيده‌اند ، مطالبى گفته شده است . بعضى گفته‌اند : عكس او را كشيده بودند ولى بعدا آن را رنگ كردند ، زيرا هنگامى كه او را به آسمان بردند آن‌طور بود . برخى ديگر گفته‌اند : علت اين است كه صنعت او لازمه‌اش عفت و شيخوخت است . پاره‌اى گفته‌اند : سبب اين بود كه چون او از پدرش در صنعت طب حاذق‌تر شد ، خواستند با رمز ريش مرتبهء او را در حذاقت كه از پدرش تجاوز كرده بود ، نشان دهند . اگر با دقت در تصوير او بنگرى خواهى ديد كه با قيافهء جدى و استقامت در ايستادن و جمع كردن لباس خود به نظر مىآيد و به اين منظور است كه به تمام اطباء متذكر گردد كه شايسته است همه آنها به كار خود با تأمل و جد در تمام اوقات براى انجام عمل شريف خود مهيا باشند . اعضائى از او كه بايد پوشيده باشد ، هميشه مستور در زير پرده نگاهدارى شود و اعضائى كه در مورد كار طرف احتياج طبيب است بايد هميشه عريان و آماده كار باشد . عصائى پيچيده و كنگره‌دار در دست اوست . عصاى مزبور از چوب ختمى است و اين چوب دلالت بر آن دارد كه طبيب بايد از لحاظ سن و تجربه بدرجه‌اى رسيده باشد كه احتياج بعصا دارد كه بر آن تكيه كند ، يا اشاره به آن است كه عطاياى الهى به او به پايه است كه استحقاق گرفتن عصا را دارد ، چنان كه خداوند بايفاسطس و زئوس و هرسس عطا فرمود . در اين عصا مىبينيم كه زئوس پلك چشمان كسى را كه دوست دارد ، برهم مىگذارد كه اشاره به اين مطلب است كه بايد استراحت كند و بخوابد . و اما اينكه چرا چوب عصا از ختمى ساخته شده به اين جهت است كه ختمى هر عارضه و مرضى را از بين مىبرد . حنين گفته است : نبات ختمى چون دوائى گرم است و يك نوع گرمى معتدلى ايجاد مىكند و مفرد آن را داروئى پرفايده دانسته‌اند و اگر با مواد ديگرى مخلوط شد ، در گرمى