ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

35

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

اين اسقلبيوس شاگرد هرمس بوده و با او مسافرت مىنموده است . چون از شهرهاى هندوستان بيرون و بفارس آمدند ، هرمس او را در بابل گذارد ، تا براى آنها قانونى تنظيم كند . او گفت : و اما اين هرمس ، هرمس اول است و ضبط كلمه « أرمس » مىباشد . اين نام نام عطارد و نزد يونانيان « أطرسمين » مىباشد . عربها آن را « أدريس » و عبرانيها « اخنوخ پسر بارد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم ع » گويند . محل ولادت او مصر در شهر منف ( منفيس ) بوده است . او گفت : عمر او هشتاد و دو سال و ديگرى سيصد و شصت و پنج سال نوشته است . مبشر بن فاتك گفت : او عليه السلام مردى سبز چهره و مستقيم و موى سرش در دو طرف سرش و خوش‌رو و موى صورتش پرپشت بود و خوش‌اندام و قوى و تام الخلقه و شانه‌هايش پهن و درشت و بدنى چاق و چشمان سياه براقى داشت . آرام صحبت مىكرد و با سكوت زياد بود . اعضاى بدنش حركاتى نداشتند و موقع راه رفتن به زمين نگاه مىكرد . مردى فكور و تندنظر بود و عبوس به نظر مىرسيد . در موقع صحبت سبابه‌اش را حركت مىداد . ديگرى گفته است : اسقلبيوس قبل از طوفان بزرگ مىزيسته و شاگرد « اغاثوذيمون « 1 » » مصرى بود . اغاثوذيمون يكى از پيغمبران يونانيان و مصريان بود . معناى اين اسم بسيار خوشبخت مىباشد . اسقلبيوس نخستين كسى است كه طب را براى يونانيان آورد و بفرزندان خود تعليم داد و به آنان سپرد كه به بيگانگان تعليم ندهند . اما ابو معشر بلخى منجم در كتاب « الالوف » نوشته است : اين اسقلبيوس نخستين ايجادكننده طب نبوده و جنبهء خدائى در صنعت طب نداشته است ، بلكه او هم از ديگرى گرفته بود و بطريقه ديگران رفته است و مىنويسد : او شاگرد هرمس مصرى است . وى گفته است : هرامسه سه نفرند : هرمس اول « 2 » كه نعمت بر او تمام بوده و قبل از طوفان مىزيسته است . كلمه هرمس لقب و عنوان است ، مثل عنوان كسرى و قيصر . ايرانيان در سيره و تاريخ

--> ( 1 ) - Agathodaemon ( 2 ) - شرح آن بعدا بيايد .