ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
499
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
نيست و تو دائم درصددى كه زندگى را بر من تلخ كنى و او را مشغول به خود سازى . خدا با تو چنين و چنان كند . ولى صاعد مرتبا قسم مىخورد و شمشير و كمربند خود را هم بعلامت تسليم درمىآورد ، ولى موفق به او گفت : الساعه با راشد بچادر او برو و بهر وسيله و حيله است او را راضى كن و هرچه مىخواهد برايش فراهم ساز و به او تضمين بده و از او نوشتهاى بگير ، كه هرچه خواسته است انجام دادهاى و نامه را با راشد نزد من بفرست . صاعد باتفاق راشد نزد يوحنا رفت . منهم ( ابراهيم ) با آنها رفتم و داخل چادر يوحنا شدم . ديدم روى حصير سامانى ، زير چادر نشسته بود . چون صاعد نزديك شد ، يوحنا برخاست به او و راشد و من سلام نمود . آنان و من نشستيم . صاعد قسم خورد و به او گفت : هرچه خواستهاى انجام شده است . يوحنا گفت : اين اظهارات براى من فائدهاى ندارد ، زيرا تو بر خلاف گفتهات دستور مىدهى . صاعد دوباره برايش قسم خورد و تضمين كرد . سپس دستمالى خواست و در دامان خود گسترد و كاغذ و قلم گرفت و شروع به نوشتن كرد . در نامهاش براى عمال خود طرحهائى مىكشيد ، تا آنكه هرچه يوحنا خواسته است انجام گردد . سپس از يوحنا نوشتهاى گرفت . من و حاضران آن را امضاء كرديم و آن را با راشد نزد موفق فرستاديم . بعد از آن ديگر يوحنا از موفق چيزى نخواست . يوحنا بن بختيشوع كتابى بنام « كتاب فيما يحتاج اليه الطبيب من علم النجوم » دارد . 2 1 33 - بختيشوع بن يوحنا وى در صنعت طب ممتاز بود و نزد خلفاء و ديگران عنوان و احترامى داشت . بختيشوع طبيب مخصوص المقتدر باللّه بود و از طرف مقتدر انعام بسيار به او مىرسيد . مقتدر املاك بسيارى به او بخشيد و بعد از او در خدمت الراضى باللّه آمد . او هم بختيشوع را بسيار احترام مىكرد و امتيازات و حقوقى كه در زمان پدرش به او مىرسيد از او قطع نكرد . بختيشوع بن يوحنا روز چهارشنبه بيست و هفتم ذى الحجه سال سيصد و بيست و نه در بغداد وفات كرد . 2