ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

496

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

دست و انگشتانى به قصد حفظ و نگاهدارى معلومات طبى او باقى نمانده است » « 1 » . از نوشتهء ابن بطلان در رسالهء مشهورش بنام « دعوة الاطباء » نقل مىكنم ( ابن ابى اصيبعه ) كه به قاسم بن عبيد اللّه وزير المعتضد باللّه اطلاع رسيد ، كه ابو - يعقوب اسحق مسهلى خورده است . وزير خواست با او كه با اسحق دوست بود شوخى كند به او نوشت : ابن لى كيف امسيت * و كم كان من الحال و كم سارت بك الناقه * نحو المنزل الخالى ترجمه و مفاد ابيات بالا چنين است : به من بگو چگونه روزت بپايان رسيد و حالت چگونه بود ؟ و شترت چند مرتبه تو را به منزل خالى ( بيت الخلاء ) برد . وى در جوابش نوشت : بخير كنت مسرورا * رضىّ الحال و البال فاما السير و الناقة * و المرتبع الخالى فاجلالك انسانية * يا غاية امالى يعنى : بخوشى و خير و با رضايت حال گذشت اما حركت و شتر و محل آسايش خالى . مربوط بجلال و انسانيت تو است ، اى منتهاى آرزوى من . اين سه بيت در بحر هزج است . « 2 » اسحق بن حنين كتابهائى به اين شرح دارد : 1 - « كتاب الادوية المفرده » ؛

--> ( 1 ) - شايد مقصود اين باشد كه كثرت كتابهاى طبى آنها دست ما را در گرفتن كتاب براى مطالعه و انگشتانمان را براى نوشتن خسته نمىكند و اين عبارات كنايه از عدم احتياج به تحقيق و تجسس است ( مترجم ) . ( 2 ) - لطف ابيات بالا در به كار بردن كلمه اجلال و كلمه غايت است . البته مستفاد منه غايط است و جلال بر مرغ و پرندگان و حيواناتى اطلاق مىشود كه عادت به خوردن مدفوع انسان دارند و الا شوخى ديگرى در آن ديده نمىشود ( مترجم ) .