ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
484
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
نكشيد . مكرر كسانى با عجله به خانه من مىآمدند ، اعم از آنكه حاجتى به امير المؤمنين داشتند يا يك نوع بيمارى داشته كه اطباء ديگر يعنى دشمنان من عاجز از معالجه آنها مىشدند ، مىدانستم كه بطور اضطرار و اجبار نزدم آمدهاند ، يا دشمنانم آنها را فرستادهاند ، معذلك به حق معبودم قسم اقدام سريع در قضاى حاجت آنها مىكردم و به همين وجه دشمنى آنها و آنچه بسرم آورده بودند . به نظر نمىگرفتم ، حتى بيكى از آنها هم دشمنى نمىنمودم . اين رفتار من به علت خداشناسى من بود مردم از رفتار من تعجب مىكردند ، زيرا خود آنها از زبان همان دشمنان شنيده بودند ، كه چگونه نزد مردم و امير المؤمنين از من بد گفته و سعايت مىكردند . حتى كتابهائى براى آنها ترجمه مىكردم و چيزى از آنها نمىگرفتم ، بلكه هرچه مىخواستند فورا انجام مىدادم ، درصورتىكه براى ترجمه هر كتاب از ديگران هموزن كتاب پول مىگرفتم . من ( ابن ابى اصيبعه ) مىگويم : از كتبى كه حنين ترجمه كرده است ، زياد ديدهام ، كه بيشتر آنها را خودم دارم و با خط كوفى و به خط ازرق كاتب حنين نوشته شده است . اينها با حروف بزرگ و خط درشت در چند سطر جدا از هم نوشته شده و برگهاى آن ضخيم و از كاغذهائى است كه امروزه سه يا چهار ورقى و اندازهاش معادل يكسوم قطع بغدادى مىباشد . مقصود حنين اين بود كه حجم كتاب را بزرگ و وزنش را زياد نمايد ، زيرا در مقابل آن و هم وزن آن پول مىگرفت و چون ورقهاى مزبور ضخيم مىباشد ، تا بامروز باقى و در فاصله سالهاى بسيار محفوظ مانده است . حنين گفت : اين مطالب را كه نوشتم به اين جهت است ، كه مردم عاقل بدانند ، محنت بهمهكس اعم از عاقل و جاهل مىرسد كه آن محن شديد و يا ضعيف است و به بزرگ و كوچك محنت بزرگ يا كوچك مىرسد و راه و وسيلهاى نيست كه شخص از آنها فرار كند ، ولى شخص عاقل نبايد از فضل الهى مأيوس گردد ، بلكه به عكس بايد اعتماد به خالق خود داشته باشد و جنبهء عبوديت خود را بطور كامل رعايت نمايد . منهم خدا را حمد مىكنم كه بر من منت گذارد و دوباره مرا نگاه داشت