ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
468
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
عزت داشت و احسان بسيارى به او شد . حنين زنار مىبست . وى زبان يونانى را در اسكندريه فراگرفت و در ترجمه استاد بود . اوست كه مفاد كتابهاى بقراط و جالينوس را واضح و خلاصه و مشكلات آن را به خوبى روشن و مطالب مغلق آنها را كشف كرد . حنين تأليفات نافع و منقح و بىعيب دارد و بيشتر توجهش به كتابهاى جالينوس بود . رويهاش شبيه رويه اسكندرانيها بود و آنها را به صورت سؤال و جواب تهيه نمود و چه خوب ترجمه و تنظيم نموده است . حنين بن اسحاق در مورد خود گفته است : آنچه كتاب داشت همه از دست رفته و حتى يكى از آنها را هم ندارد و به اين مطلب در مقالهء خود كه بر فهرست كتابهاى جالينوس نوشته اشاره نموده است . ابو على قبانى گفت : حنين همه روزه كه از خارج به منزل مىآمد به حمام مىرفت و آب بر سر خود مىريخت و چون بيرون مىآمد خود را با قطيفهاى مىپيچد و برايش ظرفى از شراب با يك قطعه نان كعك « 1 » حاضر مىكردند . وى نان را مىخورد و روى آن هم شراب مىنوشيد و بر خوابگاه خود تمدد مىكرد ، تا عرق او خشك شود و احيانا مدت كمى بخواب مىرفت . چون از خواب برميخاست خود را بخور مىداد . پس از آن غذايش را كه مركب از جوجه چاق بزرگ كه به صورت زيرباجه درست شده و يك قرص نان به وزن دويست درهم برايش مىآوردند . اول از آب جوجه و سپس جوجه را با نان مىخورد و پس از آن مىخوابيد . چون برميخاست چهار رطل شراب كهنه مىنوشيد و در تمام مدت عمر خود برنامهء غذائى او چنين بود و چيز ديگرى نمىخورد و اگر ميل بميوه تازه مىكرد ، فقط سيب شامى و گلابى و انار و به مىخورد . احمد بن طيب سرخسى در كتاب « اللهو و الملاهى » گفته است : كه حنين طبيب گفت : شبى فرستادگانى از دربار متوكل آمده و مرا خواستند كه خليفه تو را
--> ( 1 ) - نان خشك كه با شير و روغن تهيه مىگرديده .