ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

456

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

آن‌ها باشد . من ديدم تمام اطباء بغداد او را احترام مىنمودند و بر سايرين مقدم مىداشتند . يوسف گفت : در نيمهء شوال سال دويست و شانزده هجرى ميخائيل با جمعى از اطباء سرشناس در خانه ابراهيم بن مهدى حاضر شدند ، زيرا شكله « 1 » بيمار بود و معتصم و بزرگان اطباء را خواست ، تا او را معاينه نمايند و نتيجه را به او بگويند . آنها هم روز قبل او را معاينه كردند . همگى يك زبان گفتند : حالش بهتر شده و شكى در سلامتى او نداشتند . به نظر من آمد كه آنها براى خشنودى ابو اسحاق چنين گفتند و چون برخاستند من از يكايك آنها وضع و حال بيمار را پرسيدم . همگى همان جواب را گفتند ، مگر سلموية بن بنان كه او به من گفت : حالش امروز بدتر از ديروز است . ميخائيل گفت : ديروز نزديك قلبش ورمى بود كه امروز نبود ، نمىدانم فرورفت يا به آسمان بالا رفت . برو و تجهيزات اين زن را حاضر كن و امشب وى در شمار زندگان نخواهد بود . آن زن در موقع نماز عشاء وفات نمود . وفات وى بعد از ده ساعت با مختصر تفاوتى از بيان ميخائيل اتفاق افتاد . يوسف گفت : ميخائيل بن ماسويه برايم نقل نمود : كه چون مأمون به بغداد آمد طاهر بن الحسين را نديم خود قرار داد . روزى درحالىكه برابر آنها نبيذ « قطربلى » « 2 » بود بطاهر گفت : اى ابو الطيب ! آيا مثل چنين شرابى ديده‌اى ؟ وى جواب داد : آرى . مأمون پرسيد در رنگ و طعم و بو مثل اين شراب ديده‌اى ؟ طاهر جواب داد : بلى . مأمون پرسيد آن نبيذ كجاست ؟ جواب داد شراب « بوشنج » « 3 » . مأمون دستور داد كه براى او از آن شراب بياورند . لذا طاهر بنمايندهء خود نوشت از آن شراب برايش بفرستد . نماينده هم شراب فرستاد . از نهروان « 4 » بمأمون گزارش رسيد ، كه از بوشنج محموله‌اى بنام طاهر رسيده است . مأمون از موضوع مطلع شد و چيزى نگفت و انتظار وصول آن را

--> ( 1 ) - شكله مادر ابراهيم بن مهدى بود ( مترجم ) . ( 2 ) - قطربل - نام دهى است بين بغداد و عكبرا كه شراب آن معروف است . ( 3 ) - نام محلى است در بين النهرين . ( 4 ) - نهروان - محلى است بين بغداد و واسط .