ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

25

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

قضيه زير نيز كه آن هم از راه اتفاق و تصادف پيش‌آمده اين است : افلوللن از احفاد اسقلبيوس مبتلى بورم گرمى در بازو شد كه درد بسيار شديدى داشت . چون بسيار ناراحت بود ، مايل گرديد كه او را كنار نهر آبى ببرند . در آن محل نبات « حى العالم « 1 » » بر ساحل آن نهر روئيده بود . بيمار بازوى خود را بر آن گذارد تا خنك شود . در آن حال دردش تسكين يافت ، لذا زيادتر و طولانىتر گذارد . از فرداى آن روز همه روز به آنجا مىآمد و بازوى خود را بر آن علفها مىگذارد . در نتيجه شفاى كامل يافت . چون مردم سرعت شفا يافتن او را ديدند ، دانستند كه اثر آن دارو بوده است . و بنا به آنچه گفته شده ، اين اولين داروئى است كه بعنوان دارو شناخته شده است . بمانند اين مثالها كه بيان كرديم زياد است . قسم چهارم - آنست كه مردم در عمل حيوانات ديده از آنها تقليد كرده و به آنها متشبه گرديده‌اند ، مثل موضوعى كه رازى « 2 » در كتاب « الخواص » خود نقل كرده است . رازى گفته است : اگر جوجه پرستو « 3 » يرقان گرفت ، سنگ يرقان مىآورد و آن سنگ كوچكى است كه آن را مىشناسد . سنگ مزبور را در لانه خود مىگذارد ، يرقان جوجه‌اش بر طرف مىشود . مردم براى آنكه به اين سنگ دست‌رسى پيدا كنند ، بجوجه او زعفران مىمالند . پرستو تصور مىكند كه جوجه‌اش يرقان گرفته ، لذا مىرود و آن سنگ را مىآورد . مردم آن را برداشته به يرقانى مىآويزند ، بيمار از آن استفاده مىكند . همچنين عقاب ماده اگر تخم‌گذارى بر وى سخت شد و تخم وى خارج نگرديد ، بدرجه‌اى كه مشرف بهلاك رسيد ، عقاب نر پريده و سنگى را با خود مىآورد كه آن را قلقل مىنامند ، زيرا اين سنگ در درون خود صدا كند ، ولى اگر شكسته شد چيزى در آن نيست . هرگاه قطعه از آن را حركت دهند ، باز هم داخل قطعات

--> ( 1 ) - ميشا ، گل گاو چشم هميشه بهار . ( Orpin ) ( 2 ) - طبيب نامدار ايران ( ابو بكر محمد زكرياى رازى 313 - 253 ه . ق ) . ( 3 ) - پرستوك . ( Hirondelle )