ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
23
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
درحالىكه صحيح و سالم بود و بقيه عمرش نيز سلامت زيست و كار خود را هم ترك كرد و بانكه هميشه با من باشد اكتفاء نمود . اين هم دليل است كه گوشت افعى ضد زهر او است و در مقابل نيش او نافع است ، چنان كه در مورد نيش مارهاى خطرناك و درندگان نيز نافع است . تجربه سوم - يبولوس پادشاه غلام بسيار شرورى داشت كه غماز و فرومايه و همهگونه شرارت در وى بود و در نزد پادشاه قرب و منزلتى داشت . پادشاه او را بدليل همان صفات دوست مىداشت . بيشتر مردم را آزار داده بود . وزراء و فرماندهان و روساء تصميم به كشتن او گرفتند ، ولى وسايل قتل وى به علت نزديكى او بپادشاه فراهم نمىشد . يكى از آنها گفت : برويد و به مقدار دو درهم افيون را كوبيده و نرم و سحق نمائيد و آن را در غذاى او يا در شراب ريخته به او بدهيد كه خواهد مرد و مردن فجائى بسيار اتفاق مىافتد . چون مرد ، جسدش را نزد پادشاه مىبريد و مىبيند كه نه زخمى برداشته و نه سرخ شده است . بدين ترتيب او را بيكى از باغها دعوت نمودند ولى نتوانستند افيون را در غذاى او بريزند ، لذا آن را در شراب ريخته و به او خورانيدند . پس از مدت كمى آن شخص مرد . حاضران باهم مشورت كردند و گفتند جسدش را در يكى از اطاقها گذارده و در آن را مهر مىنمائيم و شخصى را مىگماريم كه از پشت در جائى نرود ، تا بنزد پادشاه رفته جريان را به او گزارش داده ، بگوئيم او بمرگ فجائى مرده است ، تا معتمدان خود را فرستاده ، جسد غلام را بهبينند . چنين كردند و دستهجمعى بنزد پادشاه رفتند . عملهء مأمور پشت در يك مرتبه مشاهده كرد ، افعى از بين سنگها بيرون آمد و داخل اطاقى شد كه جسد آن مرد در آن بود . آن مرد دربان و ديگران نتوانستند داخل اطاق شده افعى را بكشند ، زيرا درب اطاق مهر شده بود . ساعتى نگذشت كه فرياد مرده بلند شد و گفت چرا در را بستهايد . كومك كنيد افعى مرا نيش زده است و خود او در را از داخل كشيد و باغبانان هم كومك كردند و در را از بيرون شكستند . او بيرون آمد و عيبى نداشت . اين هم دليل ديگرى است بر آنكه گوشت افعى در اشخاصى كه