ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

424

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

او را نگاه داشته است . پس از اين بيان چند روزى ابو دلف حيات داشت و سپس فوت كرد . ابو على قبانى گفت : پدرم برايم نقل كرد : بين جدم حسين بن عبد اللّه و سلمويهء طبيب دوستى بود . پدرم گفت : روزى بخانهء سلمويه رفتم . او در حمام بود و از حمام كه بيرون آمد ، خود را پيچيده و عرق از پيشانى او مىريخت . در اين حال خادمى آمد و سينى همراه داشت ، كه دران دراج كباب شده و مقدارى سبزى در ظرفى و سه قرص نان لواش با كزمارك « 1 » و يك ظرف سركه حضورش آوردند . وى همه را خورد و در حدود دو درهم شراب خواست و آن را ممزوج با آب نمود و آشاميد . سپس دستهاى خود را با آب شست . پس از آن تغيير لباس داد . لباسهاى او را بخور زده بودند و چون از اين كار فراغت يافت ، با من صحبت كرد . به او گفتم : پيش از آنكه جواب شما را بدهم سؤالى دارم ، بگوئيد اين كارها كه گرديد چيست ؟ در جوابم گفت : من سى سال است كه مسلولم و در اين مدت خود را معالجه مىكنم و غذاى من همين است كه ديدى ، يعنى دراج كباب شده و كاسنى پخته با روغن بادام و همين مقدار نان . اگر از حمام بيرون مىآيم ، ناچارم با حرارتى كه در اثر رفتن حمام عارض شده چيزى بخورم كه آن را تسكين دهد و رطوبت آن ببدنم خنكى بخشد . با تغذيه بدنم را مشغول مىسازم تا توجه بدن به غذا معطوف شود ، سپس به كارهاى ديگر مىرسم . 2 1 21 - ابراهيم بن فزارون ابراهيم بن فزارون طبيب عثمان بن عباد رئيس بنى فزارون بود ، كه همگى منشى و نويسنده بودند . يوسف بن ابراهيم گفت : ابراهيم بن فزارون باغسان عباد به سند « 2 » مسافرت كردند . ابراهيم برايم نقل كرد : كه غسان بن عباد از روز اول نوروز تا روز مهرگان در آنجا ماند ، تا يك قطعه گوشت سرد بخورد ، ولى موفق نشد .

--> ( 1 ) - كزمازك - كزمازاك - كزمازج - كزمازق - بار درخت گز - حب الاثل - - Tamarix Mannifera ( 2 ) - ايالت بزرگ شبه قاره هندوستان كه در كشور پاكستان واقع است .